روانشناسی رنگها (شخصیت شناسی)

روانشناسی رنگها

روانشناسی رنگها و شخصیت شناسی

آیا میدانید چه رنگهایی بر روی حالات روحی افراد تاثیر میگذارد؟

آیا میدانید با پوشیدن رنگهای مختلف، میتوانید به خود در تغییر حالات روحی کمک کنید؟

آیا میدانید رنگهای لباسی که بر تن میکنید میتواند نشان دهنده جنبه های مختلف شخصیتتان باشد؟

رنگها فقط برای دکوراسیون و زیبا کردن ظاهر اجسام استفاده نمیشود بلکه میتوان برای تعیین خصوصیات افراد، تاثیر بر حالات درونی و حتی کنترل رفتارهایشان از آن بهره برد.

آشنایی با روانشناسی رنگها و تاثیرات آن

دنیای پیرامون ما محصور رنگ های زیبا و متنوعی است که هرکدام رازها و اسراری را در خود جای داده اند. به همین جهت هر کدام از انسانها با خصوصیات مختلف ناخواسته به سمت رنگ های هم سو با خلقیات خود میروند. در این مطلب سعی داریم بر اساس علم روانشناسی رنگها با تعدادی از رنگها و تاثیرات روانشناسی آنها، شما را آشنا کنیم.

شخصیت شناسی بر اساس روانشناسی رنگها

روانشناسی رنگ مشکی:

بر اساس روانشناسی رنگها ، رنگ مشکی نشان دهنده اقتدار و قدرت است اما در عین حال برای بعضی از افراد میتواند مفهوم خصوصیات بد را نیز داشته باشد. در کتاب چگونه هر کسی را عاشق خود کنیم توضیح داده ام که چگونه با پوشیدن لباس مشکی میتوان کسانی را که عاشق افراد قدرتمند هستند به خود جذب کرد. با پوشیدن لباس مشکی در حضور چنین افرادی به مرور زمان باعث میشوید که فرد مورد پسندشان قرار بگیرید. رنگ مشکی باعث میشود لاغرتر به نظر آیید پس در صورتی که اضافه وزن دارید رنگ مشکی میتواند رنگ مناسبی برایتان باشد. همچنین رنگ مشکی میتواند حس مستقل بودن ایجاد کند. طبق روانشناسی رنگها افرادی که مشکی پوش هستند بیشتر شخصیتی مستقل دارند.

از سوی دیگر بعضی افراد برای آنکه به دیگران القا کنند فردی محکم و توانا هستند لباسهای مشکی میپوشند. به عنوان مثال بعضی از افراد مذکر برای آنکه خود را به اندازه کافی مردانه نشان دهند از پوشیدن لباسهای روشن خودداری میکنند و سعی میکنند لباسهای تیره از جمله مشکی بپوشند.

یکی دیگر از اثراتی که رنگ مشکی در لباسهای اسپرت از جمله سویشرت مشکی میتواند داشته باشد آن است که فرد را شخصی مرموز نمایش میدهد.

روانشناسی رنگ قرمز:

در روانشناسی رنگها قرمز یک رنگ فریبنده است که انرژی ، قدرت و شجاعت را نشان میدهد. به جرات میتوان گفت رنگ قرمز از جذاب ترین رنگهاست که چشمها را به بخود جذب میکند. پس اگر در جایی خواستید تمام توجه ها را به سمت خود جذب کنید این رنگ کمک شایانی در این امر به شما خواهد کرد. بر اساس مطالعات روانشناسی رنگها ، رنگ قرمز موجب افزایش ضربان قلب و تنفس میشود به این علت که سیستم عصبی بدن را تحریک میکند. پس توجه داشته باشید استفاده بیش از حد از رنگ قرمز در اطرافتان میتواند تاثیر بد داشته باشد.

بر اساس یکی از تحقیقاتی که از رنگ پوشش بازیکن های MMA (مبارزات ترکیبی) به عمل آمد، هنگامی که یک بازیکن از پوشش قرمز رنگ استفاده میکند شانس خود را برای پیروزی افزایش میدهد زیرا باعث تحریک عصبی حریف مقابلش میشود. قرمز رنگی است که در ناخودآگاه ما با خطر و احتیاط همراه است و همانطور که ممکن است جذابیت ایجاد کند همچنین میتواند باعث شود شخصی خطرناک به نظر آید.

روانشناسی رنگ آبی:

طبق مطالعات روانشناسی رنگها ، قرارگرفتن در یک محیط آبی رنگ باعث آرامش و احساس راحتی میشود اما در عین حال استفاده بیش از حد از رنگ آبی میتواند منجر به افسردگی شود. افرادی که از پوشش آبی رنگ استفاده میکنند از خود شخصیتی وفادار و قابل اعتماد ارائه میدهند. توصیه میشود در مصاحبه شغلی از لباسهای آبی رنگ استفاده کنید زیرا در ناخودآگاه فردی که با شما مصاحبه می کند به عنوان فردی قابل اعتماد اثر خواهید کرد. همچنین اگر قصد انجام یک معامله دارید میتوانید از لباسهای آبی رنگ استفاده کنید تا بی دلیل احساس اعتماد را به ذهن طرف مقابل تزریق کنید.

روانشناسی رنگ سفید:

در روانشناسی رنگها سفید نشانه ی پاکی و خلوص است. رنگ سفید لباس عروس نیز به همین علت مرسوم شده است. در ذهن ناخودآگاه انسانها معمولا رنگ سفید نماد خوبی هاست همانطور که رنگ مشکی نماد بدی هاست. اگر توجه کرده باشید همیشه لباس افراد مقدس یا فرشتگان سفید رنگ و افراد خبیث و شیطانی مشکی است. با این حال نمیتوان گفت کسی که تیپ مشکی میزند فرد بدی است همانطور که قبلا گفتیم خیلی از خانم ها عاشق افراد مشکی پوش هستند.

روانشناسی رنگ سبز:

در روانشناسی رنگها سبز سبب آرامش خیال است. رنگ سبز میتواند در عین حال که باعث احساس آرامش میشود در شما حس نشاط نیز به وجود آورد. یکی از دلایلی که دیوارهای کارخانه سبز رنگ میشود همین است. بر اساس روانشناسی رنگها بازدیدکنندگان وبسایت هایی که با رنگ سبز طراحی میشوند با آرامش خیال بیشتری به جستجو در صفحات مختلف آن وبسایت میپردازند. همچنین رنگ سبز رنگی است که با طبیعت ارتباط مستقیم دارد. به همین منظور هنگامی که افراد رنگ سبز را مشاهده میکنند به احساس خوبی دست پیدا میکنند.

 

روانشناسی رنگ زرد:

این رنگ همانند رنگ قرمز ، رنگی تحریک آمیز محسوب میشود. به دلیل منعکس کردن نور بیشتر، گرم و شاد است. بر اساس روانشناسی رنگها افرادی که لباسهای زرد رنگ میپوشند شخصیتی گرم ، شاد و سرشار از امید دارند. همچنین طبق تحقیقات روانشناسی رنگها، این رنگ بهترین رنگ برای رستورانهایی است که غذای بیرون بر (Take away) سفارش میگیرند. زیرا با جلب توجه ، مشتری را به سوی خود میکشد و قرار نیست مشتری لحظات زیادی را در آنجا سپری کند. معمولا افرادی که از لباسهای زرد رنگ استفاده میکنند شخصیت خوش بین (مثبت گرا) دارند.

روانشناسی رنگ بنفش:

رنگ بنفش ترکیبی از رنگ قرمز و آبی است. بر اساس روانشناسی رنگها ، رنگ بنفش قدرت را از رنگ قرمز و متانت و آرامش را از رنگ آبی میگیرد و ترکیبی از این دو را در خود جای میدهد. انسانهایی که لباسهایی به رنگ بنفش میپوشند همواره احساسی از وقار ، قدرت و ثروت را به نمایش میگذارند. طبق مطالعات روانشناسی رنگها استفاده بیش از حد از رنگ بنفش در محیط اطراف میتواند سبب افسردگی و نا امیدی گردد.

روانشناسی رنگ صورتی:

بر اساس روانشناسی رنگها ، رنگ صورتی نشان دهنده مهربانی ، پاکی و لطافت است. هرگاه در یک جمع غریب بودید و نیاز به کمک داشتید سعی کنید از افراد صورتی یا سفید پوش کمک بگیرید. بعضی از مردها از پوشیدن لباسهایی به رنگ صورتی خودداری میکنند زیرا معتقد هستند پوشیدن لباس صورتی از مردانگی آنها کم میکند. دقیقا به همین علت مردانی که به اندازه کافی از اعتماد بنفس بالا برخوردارند و از سطح بالای مردانگی خود اطمینان دارند به راحتی لباسهای صورتی رنگ را بر تن میکنند. همچنین رنگ صورتی بیانگر احساسات لطیف است به همین علت رنگ مورد علاقه اکثر خانمهاست.

مطالبی که احتمالا تمایل به خواندن دارید:

 

سامان گرانمهر – محقق و پژوهنده

نوین روان یک وبسایت مقالات پیش پا افتاده نیست همچنین هیچ مطلب سطحی در آن نخواهید دید ، نوین روان جاییست که شما با تکنیک های موثری که مطابق با اصول علوم روانشناسی و به شکلی ساده و قابل فهم ارائه شده ، آشنا میشوید. کتاب چگونه کسی را عاشق خود کنیم توسط سایت نوین روان منتشر شده است. این کتاب بطور چشمگیری شانس شما را برای اینکه کسی را عاشق خود کنید افزایش میدهد.

 

 

برای اطلاع از آخرین مطالب سایت نوین روان عضو کانال تلگرام نوین روان شوید:  عضویت

زبان بدن دست دادن

زبان بدن دست دادن

زبان بدن دست دادن چیست

زبان بدن ، به حرکات بدن یک فرد گفته میشود که بدون آنکه سخنی بگوید بیانگر خصوصیات شخصیتی و رفتاری آن فرد میباشد. یکی از مهمترین نکاتی که هنگام ملاقات ها باید به آن توجه کرد زبان بدن دست دادن افراد است. سبک و روش دست دادن افراد مختلف حاوی معانی و اطلاعات مهمی است. در این نوشته با عناوین و مطالب زیر آشنا خواهیم شد:

  • تاریچه و پیدایش دست دادن
  • آشنایی با معانی و مفاهیم روش های مختلف دست دادن (زبان بدن دست دادن)
  • بهترین حالت دست دادن چگونه است؟

دست دادن افراد با یکدیگر آداب و رسوم اکثر مردم جهان است. هر فرد در طول روز بارها هنگام سلام کردن ، خداحافظی و یا بروز احساسات و هیجانات از عمل دست دادن استفاده میکند. حالت و روش دست دادن حاوی پیام های بسیاری است که بطور ناخودآگاه توسط زبان بدن به طرف مقابل منتقل میشود. به عنوان مثال هنگامی که برای اولین بار با یک فرد بسیار مهم ملاقات دارید به دلیل آنکه آن فرد هیچ اطلاعات قبلی درباره شخصیت و رفتار شما ندارد بسیار مهم است که در اولین برخورد چه گونه به نظر آیید؛ قطعا اولین تماسی که در ابتدای دیدارتان برقرار می کنید دست دادن است و بطور ناخودآگاه از طریق زبان بدن اطلاعاتی را در خصوص شخصیت خود به طرف مقابل منتقل خواهید کرد. بنابراین واجب است انواع زبان بدن دست دادن را بشناسید و سعی کنید اطلاعاتی بدی که بطور ناخودآگاه از زبان بدن خود منتقل می کنید را اصلاح کنید. میزان صمیمیت ، ضعف شخصیتی ، اعتماد بنفس ، قابل اعتماد بودن ، استرس داشتن ، دیکتاتور بودن ، خجالتی بودن و ... همه و همه نکاتی است که میتوان، از زبان بدن دست دادن یک فرد تشخیص داد. با ما همراه باشید.

تاریخچه دست دادن

اولین ایده دست دادن در روم باستان شکل گرفت. در اغلب تمدن ها از قدیم، نشان دادن کف دست هنگامی که کف دست رو به بالاست نشانه حسن نیت ، صداقت و غیر مسلح بودن است. با این حال رومیان باستان در گذشته بسیار بدنام بودند به حیله و نیرنگ در پنهان کردن خنجر در آستین های زرهی خود که بطور ناگهانی طرف مقابل خود را غافلگیر میکردند و از پا در می آوردند. از این رو هنگامی که ژنرال های رومی با یکدیگر برای گفتگو ملاقات میکردند ساعد های یکدیگر را در دست میگرفتن و اینگونه متوجه میشدند که طرف مقابلشان چیزی در آستین پنهان نکرده است. این حرکت به مرور زمان در روم نماد حسن نیت و صداقت شد و مردم در ابتدای ملاقات از آن استفاده می بردند.

اما دست دادن به روش مدرن امروزی از قرن نوزدهم میلادی (حدود 100 سال پیش) شکل گرفت. زمانی که تاجران پس از مذاکره با یکدیگر بر سر معامله به توافق میرسیدند در پایان به نشانه ی تعهد با یکدیگر دست میدادند. در ابتدا دست دادن فقط در میان تاجران مرسوم بود ولی به سرعت به عملی محبوب تبدیل گشت به طوری که بعدها در میان مردها و سپس در شرایط مختلف بین افراد مختلف (مرد و زن) رایج شد.

دست دادن های توهین آمیز

دست دادن عملی است پسندیده برای نشان دادن احترام و برابری میان دو نفر. با این حال گاهی اوقات افراد بدون آنکه حتی خودشان آگاه باشند به گونه ای توهین آمیز دست می دهند. در جوامع غربی حساسیت زیادی درمورد برابری و احترام متقابل وجود دارد حتی زمانی که تفاوت زیادی در ثروت ، رتبه و مقام افراد مختلف وجود داشته باشد این موضوع را رعایت میکنند. اما در بعضی تمدن های دیگر سلسله طبقات اجتماعی مختلفی وجود دارد که هر کدام برتری هایی نسبت به دیگری برای خود قائل هستند. همین تفاوت های جوامع مختلف، ممکن است باعث یک سو تفاهم مرگبار اجتماعی شود. یکی از مسائلی که ممکن است باعث بروز سوء تفاهم شود دست دادن به شیوه آمرانه است.

دست دادن به روش آمرانه چگونه است (زبان بدن دست دادن تسلط گرا)

در این نوع دست دادن در حالی که کف دست به سمت پایین است، دست یک شخص بر روی دست دیگری قرار می گیرد. در اکثر جوامع بشری نمایش "کف دست به سمت بالا" حرکتی فروتنانه و نماد مطیع بودن است. همچنین این حرکت یک نماد جهانی برای گدایی ، التماس و نیاز است. از طرفی دیگر "کف دست به سمت پایین" نشان دهنده قدرت ، برتری و تسلط است. یک مثال خوب برای این حرکت همان حالت درود فرستادن نازی های آلمان زمان هیتلر است.

اگر شما در حالی که کف دستتان به سمت پایین است با کسی دست دهید در واقع از طرف مقابلتان میخواهید در حالی با شما دست دهد که کف دستش به سمت بالا است و غیر مستقیم از او میخواهید به ضعیف بودن خود اعتراف کند. زاویه دست اهمیت دارد؛ هرچه زاویه دست افقی تر باشد به معنای تفاوت طبقاتی بیشتر است. در مقابل، هرچه دست های دو نفر به عمودی بودن نزدیکتر باشد بیان کننده جایگاه اجتماعی یکسان دو نفر است.

بنابراین توجه داشته باشید هنگامی که با یک شخص غریبه برای اولین بار دست میدهید، دست خود را عمودی به سمت او دراز کنید و دست دهید زیرا با این کار توسط زبان بدن خود، به آن شخص این پیام را میرسانید که برای او به اندازه خودتان ارزش قائل هستید. همچنین اگر خواستید هنگام ملاقات تواضع و فروتنی نشان دهید و با زبان بدن خود اعتراف کنید که ارزش بسیاری برای طرف مقابلتان قائل هستید به گونه ای با وی دست دهید که کف دستتان به سمت بالا است. انجام دادن این کار نشانه ی احترام گذاشتن است. بنابراین اگر با فرد محبوبی مثل بزرگ خانواده، هنرپیشه دلخواهتان و یا مدیر شرکتتان روبرو میشوید بهتر است در حالی دستتان را به سمت او دراز کنید که کف دستتان به سمت بالا متمایل است.

با کسی که آمرانه دستش را دراز می کند، چگونه برخورد کنیم

اکنون که با این نوع دست دادن توهین آمیز آشنا شده اید، شاید هنگامی که مشاهده کنید کسی می خواهد اینگونه با شما دست دهد وسوسه شوید که با او دست ندهید و با بی جواب ماندن دستش در هوا این کار توهین آمیزش را پاسخ دهید. اما این کارتان بیشتر از آنکه مفید باشد به ضررتان است. مخصوصا اگر در ملاقات با یک فرد مهم باشید. میتوانید با اعتماد به قدرت خود، دست وی را بگیرید و جهت دست ها را به سوی زاویه عمودی بچرخانید. با این کار توسط زبان بدن خود به آن فرد میفهمانید که تحت تسلط و تاثیر او قرار نمیگیرید.

برای مقابله با دست دادن آمرانه و برتری طلب دو روش وجود دارد:

 

  • دست چپ و آزاد خود را بر روی دست ها بگذارید و با دو دست، دست دهید(مطابق تصویر). در این حالت تمامی دستها زیر سلطه دست شما قرار میگیرند. با اینحال ممکن است طرف مقابل نیز به همین روش مقابله کند. هنگامی که هر دو طرف با دو دست خود اینگونه دست دهند نشانه ی یک نوع مجادله برای نمایش قدرت میان دو طرف است.

 

  • راه حل بهتر آن است که پای چپ خود را جلو ببرید و شانه های خود را در جهت افقی قرار دهید. این حرکت باعث میشود که دست طرف مقابل بیشتر به سمت شما دراز شود و محل دست دادن در کنترل کامل بدن شما قرار بگیرد. با این روش حتی اگر طرف مقابل از قدرت فیزیکی بیشتری برخوردار باشد بواسطه محل قرار گیری دست ها، شما به راحتی میتوانید دستش را به سمت عمودی بچرخانید و با زبان بدن خود این پیام را مخابره کنید که فردی ضعیف و فرمان بر نیستید.

یکی از معروفترین افراد سیاسی جهان که در دست دادن از زبان بدن دست دادن خود برای انتقال پیام قدرت استفاده می کند، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا است. او با تمام ترفندهای دست دادن آمرانه و برتری طلب آشناست و به وضوح در اکثر دست دادن های وی میتوانید این موضوع را مشاهده کنید. در عکس روبرو مشاهده میکنید ترامپ هنگام دست دادن با رئیس جمهور فرانسه، با تکنیک جلو آوردن پای چپ  و کشیدن دست ها به سمت بدن خود، کنترل دست ها را در اختیار گرفته است.

هنگامی که هر دو طرف قصد انجام دست دادن آمرانه داشته باشند

گاهی اوقات ممکن دست در شرایط و مکان خاصی باشید که نیاز است با زبان بدن خود به افرادی که با آنها دست میدهید این پیام را منتقل کنید که اهل باج دادن و مدارا با آنها نیستید. به همین جهت ممکن است با افرادی برخورد داشته باشید که به روش های بالا  قصد دست دادن داشته باشند. یکی از کارهایی که در مقابله با اینگونه دست دادن ها میتوانید انجام دهید این است که ساعد طرف مقابل را با دست چپ (دست آزاد) بگیرید و شست خود را در آرنج وی کمی فشار دهید. همچنین یکی دیگر از حرکات زبان بدن هنگام دست دادن که نشانه تحت کنترل قرار دادن طرف مقابل است لمس کردن و گرفتن شانه طرف مقابل است. در شکل مقابل تصویری از یک مجادله تمام عیار با تکنیک های مختلف برای دست دادن آمرانه را مشاهده میکنید. در این تصویر تکنیک های پای چپ و کشیدن دست طرف به حریم بدن خود ، گرفتن ساعد و گرفتن  شانه به وضوح قابل مشاهده است.

انواع دیگر بد دست دادن

مدل های نامطلوب دیگری از دست دادن وجود دارند که هرکدام در غالب زبان بدن شما معانی و مفاهیم بدی دارند. در ادامه با این نوع دست دادن های بد آشنا میشویم:

دست دادن با نیروی زیاد: بعضی از مردان به اشتباه بر این باورند که دست دادن خوب به گونه ای است که با قدرت و محکم باشد به همین علت هنگام دست دادن، دست طرف مقابل را با فشاردادن له میکنند. آنها با نشان دادن قدرت فیزیکی خود در پی کسب احترام هستند. در صورتی که فشردن بیش از حد و له کردن دست افراد به وضوح یکی از نشانه های ضعف شخصیتی است.

دست دادن با نوک انگشتان: این نوع دست دادن معمولا هنگام دست دادن یک مرد با زن و یا هنگامی که یک شهر نشین با یک روستایی دست میدهد، رخ میدهد. در واقع زمانی این اتفاق می افتد که فردی نسبت به سطح شخصیت طرف مقابلش دچار بدبینی باشد و یا اینکه برای ارتباط و پذیرا بودن آن شخص، خیلی عصبی باشد. در این شرایط سعی میکند تنها نوک انگشتان وی را بگیرد و از گرفتن کف دست او خودداری میکند. زبان بدن در گرفتن نوک انگشتان دست بیانگر آن است که شما اعتماد بنفس ندارید زیرا با کسی که در کنار شماست احساس راحتی نمی کنید و یا اینکه شما فردی عصبی و متزلزل هستید. هنگامی که فردی اینگونه با شما دست داد بهترین کاری که میشود انجام داد این است که با دست چپ خود دست راست طرف را بگیرید و بگویید: "اجازه دهید یک بار دیگر درست انجام دهیم" و بعد درست دست دهید و دستش را تکان دهید. با این کار به او خواهید فهماند که به اندازه کافی مراقب رفتارهای او هستید و به آن اهمیت میدهید.

دست دادن هندلی: نام این سبک دست دادن از بالا و پایین کردن هندل پمپ های آب قدیمی که توسط دست انجام میگرفت گرفته شده است. هنگامی که دو نفر با یکدیگر خیلی احساس راحتی میکنند و در فاصله بدنی نزدیک از یکدیگر دست میدهند میتوانند در طول زمانی که مکالمه ابتدایی تمام میشود دستان یکدیگر را رها نکنند. نباید در این حین مدام دست ها را بالا و پایین تکان دهید. حداکثر تعداد مطلوبی که میتوان دستها را بالا و پایین کرد هفت بار است. هرچه دفعات بیشتری این کار را تکرار کنید، دست دادن دوستانه شما بیشتر تبدیل به یک دست دادن اجباری میشود و طرف مقابل احساس میکند به طور فیزیکی محدود شده و خواهان فرار از آن شرایط میشود. یکی از نمونه های معروف این مدل دست دادن مربوط به دست دادن ترامپ و نخست وزیر ژاپن در سال 2017 است. وی دست شینزو آبه (نخست وزیر ژاپن) را به مدت 20 ثانیه گرفت و بیش از 31 بار تکان داد! (تصویر روبرو)

دست دادن ماهی خیس: این نام را غربی ها بر روی این سبک از دست دادن گذاشته اند. داشتن کف دست مرطوب به عنوان نشانه ای از شخصیت ضعیف و عصبی تلقی میشود. عرق کردن یک پاسخ عصبی توسط بدن است. دستها غدد عرق بیشتری نسبت به سایر نقاط بدن انسان دارند، به همین علت بیشتر در کف دستان نمود پیدا میکند. دست دادن با فردی که دستان مرطوبی دارد احساس خوبی ندارد. مخصوصا زمانی که مجبور شوید مدت زیادی دست وی را تکان دهید زیرا کسی دوست ندارد دستش را با رطوبت عرق دست دیگری مرطوب کند. مرطوب بودن دست بطور حتم نشانه عصبی بودن فرد نیست ، ممکن است در یک محیط خفه و نمناک حضور داشته باشید و یا بطور طبیعی همیشه دستان مرطوب داشته باشید. راه حل کاملی وجود ندارد اما چند ترفند هست که میتوانید انجام دهید. به عنوان مثال میتوانید رطوبت دستان خود را با دستمال و یا شلوار خود کم کنید. هر چند بهتر است قبل از آنکه به طرف مقابل برسید این کار را نامحسوس انجام دهید. هنگامی که میدانید در یک محیط بسته و نمناک حضور دارید دستان خود را از گرمای بدن دور نگه دارید و با باز نگه داشتن انگشتان اجازه دهید هوا در میانشان در جریان باشد. همچنین اگر در یک جلسه هستید امکان اینکه نوشیدنی داغ در دست داشته باشید هست پس سعی کنید آن را با دست چپ بگیرید تا همواره دست راست شما حالت مطلوب برای دست دادن را داشته باشد.

دست دادن با بازوی صاف: هر شخص دارای حریم متفاوتی است که در آن احساس راحتی میکند. معمولا اگر آن شخص در شهرهای کوچک و یا روستا بزرگ شود این حریم بزرگتر است و اگر در شهرهای بزرگ رشد یابد این حریم کوچکتر خواهد بود. عوامل زیادی در حریم های راحتی افراد دخیل هستند به همین خاطر نمیتوان قاطعانه گفت حریم راحتی مناسب کدامیک است. با اینحال اگر به گونه ای دست دهید که بازوی شما مستقیم ، مستحکم و دور از بدنتان باشد، با زبان بدن خود به وضوح این پیغام را میدهید که تمایل ندارید آن شخص را در حریم راحتی خود قرارر دهید. این سبک دست دادن شما دو مفهموم میتواند داشته باشد؛ یا آن شخص برایتان آزاردهنده است و یا اینکه شما ضعف اجتماعی دارید. برای تشخیص میزان نزدیکی به افراد جدیدی که ملاقات میکنید باید زبان بدن آنها را متوجه شوید و بر اساس آن تصمیم بگیرید چقدر به آنها نزدیک شوید. ممکن است فردی حریم راحتی بزرگتری داشته باشد و دوست نداشته باشد کسی وارد این حریم شود، پس با رفتارهای خود او را در مضیقه قرار ندهید.

بهترین روش دست دادن چگونه است؟

بهترین سبک دست دادن هنگامی است که هر دو دست کاملا افقی و صاف باشند و کف دست هر دو نفر کاملا یکدیگر را لمس و قفل کنند. باید در حالی که آرنج تان در حالت راحتی قرار دارد با اعتماد بنفس دست خود را در میانه راه نگه دارید و به طرف مقابل اجازه دهید تا خودش تصمیم بگیرد نزدیکتر شود یا فاصله ای را برای دست دادن انتخاب کند. نباید یک قسمت از دست طرف مقابل را بیش از قسمت های دیگر فشار دهید. با دستی استوار و محکم دست دهید اما فقط کمی فشار وترد کنید به طوری که اگر یک تخم مرغ در دستتان باشد دچار شکستگی نشود. مطابق با اشخاص مختلف و قدرت بدنی آنها میتوانید از کمی فشار بیشتر یا کمتر استفاده کنید. همچنین میتوانید حدود چهار بار دستان خود را بالا و پایین کنید اما نباید بیش از حدود  2سانتیمتر بالا و پایین رود. اصلا واجب نیست که همیشه دستتان را بالا و پایین کنید. بدون حرکت بالا و پایین دست دادن، کمتر رسمی و بیشتر صمیمی است و شاید بهتر است هنگامی که یک فرد غریبه را ملاقات میکنید صمیمی دست دهید و دستتان را تکان ندهید. همچنین میتوانید در طول مدتی که خودتان را معرفی میکنید و یا جملات ابتدایی احوال پرسی را به زبان می آورید دست طرف مقابل را همچنان در دست نگه دارید اما باید بلافاصله بعد از اتمام احوال پرسی آنرا رها کنید.

یک عمل دست دادن خوب باعث میشود که دیگران توسط زبان بدن شما متوجه شوند که به آنها اهمیت میدهید و احترام میگذارید ، شخصیت قابل اعتمادی دارید و انسان با صداقت و صمیمی هستید که با دیگران با خوشرویی برخورد میکنید. با یک عمل دست دادن خوب میتوانید سبب شوید افراد خیلی سریع در پیشگاه شما احساس راحتی مطلوب کنند و اعتمادشان را نسبت به خود جلب کنید.

سامان گرانمهر – محقق و پژوهنده

 

نوین روان یک وبسایت مقالات پیش پا افتاده نیست همچنین هیچ مطلب سطحی در آن نخواهید دید ، نوین روان جاییست که شما با تکنیک های موثری که مطابق با اصول علوم روانشناسی و به شکلی ساده و قابل فهم ارائه شده ، آشنا میشوید.

  

برای اطلاع از آخرین مطالب سایت نوین روان عضو کانال تلگرام نوین روان شوید:  عضویت

با افراد افسرده چگونه رفتار کنیم

افسرده

با افراد افسرده چگونه باید رفتار کرد؟

ممکن است در میان اعضای خانواده و یا دوستان و آشنایان شما، افراد افسرده وجود داشته باشند. در این مقاله می خواهیم به ۱۰ مورد مهم درباره ارتباط برقرار کردن با افراد افسرده اشاره کنیم تا آن ها را بهتر درک کنیم، با ما همراه باشید تا در این مورد بیش تر بدانید.

 

1- وجوه مختلف افسردگی

افسردگی به معنای گریه کردن نیست! حتی ممکن است این افراد از نظر ظاهری هیچ تفاوتی با ما نداشته باشند، بعضی از افراد افسرده از درون احساس تنهایی می کنند و ممکن است حتی در جشن بزرگی در کنار سایر افراد حضور داشته باشند؛ اما همواره احساس تنهایی کنند.

2- افسردگی چیزی فراتر از بی حوصلگی است!

افسردگی تنها یک معضل روحی نیست، نه تنها روح را افسرده و خسته می کند،‌ بلکه حتی جسم را هم خسته تر و افسرده تر خواهد کرد. به همین دلیل معمولا حس و حال از خانه خارج شدن و گشت و گذار و پیاده روی را ندارند.

3- گاهی اوقات برای ما هم موضوع غیر قابل درک می شود

حتما توجه داشته باشید که این افراد خودشان هم علت حال بدشان را نمی دانند، پس بهتر است از آن ها سوال های بی مورد و تکراری در رابطه با دلیل ناراحتی شان نپرسیم! اینکه دائما از آن ها سوال شود چرا حالت اینچنین است به آنها اضطراب و استرس بیشتری وارد میکند.

4- افراد افسرده بیش از اطرافیان خود در عذاب هستند!

هرچند اطرافیان از وجود فرد افسرده در خانه ناراحت می شوند؛ اما باید بدانید هیچ کس به اندازه خود این افراد از این موضوع ناراحت نخواهد بود. پس سعی کنید آن ها را بیشتر درک کنید. این افراد تا حد ممکن از بروز رفتار و حرف های ناامید کننده در جمع دوستان و خانواده خود پرهیز می کنند.

5– افراد افسرده سعی می کنند از این حالت خود خجالت نکشند

در ابتدا اعتراف به افسردگی برای این افراد بسیار سخت است؛ اما اگر فردی به این بیماری دچار شده باشد، به هر حال مجبور است به آن اعتراف کند. در این حالت این افراد سعی می کنند از آن خجالت نکشند با این که بسیار سخت خواهد بود.

6– افراد افسرده سعی می کنند به انجام فعالیت های مورد علاقه خود بپردازند

با آنکه افراد افسرده هیچ گاه از تخت خود خارج نمی شوند و اغلب خود را در اتاق محبوس کرده اند؛ اما با این حال می دانند که باید کارها و فعالیت های روزانه خود را انجام دهند. تنها تفاوت آن ها با افراد عادی این است که نمی خواهند با دیگر افراد در ارتباط باشند و ترجیح می دهند در تنهایی به انجام فعالیت های خود بپردازند.

7- افراد افسرده هم سعی می کنند خوش گذرانی هایی را داشته باشند

ممکن است خوش گذرانی های افراد افسرده کمی با افراد عادی تفاوت داشته باشد؛ لازم است بدانید آن ها هم تفریحاتی را دارند و برای داشتن احساسات بهتر به انجام دادن آن ها می پردازند. شاید گاهی نوشتن چند خط درباره موضوعی بهترین تفریح آنها باشد.

8- گاهی کمک نکردن بهتر است!

افراد افسرده تمایلی به شنیدن نصایح و نظرات دیگران ندارند و ترجیح می دهند به انجام فعالیت های مورد علاقه خود بپردازند؛ زیرا کمک کردن به آن ها و دادن پیشنهادات متفاوت تفاوتی برای بهبودی شان نخواهد داشت.

9- افسردگی تنها بخشی از زندگی آن ها است

افسردگی تنها بخشی از این افراد است و تمام زندگی این افراد را در بر نمی گیرد. همه ما هنگام مواجه شدن با این افراد تنها همین ویژگی را در آن ها می بینیم و به همین دلیل نسبت به دیگر ویژگی های آن ها بی اعتنا هستیم. در حالی که چنین نیست و باید این نگرش اصلاح شود.

10- هنوز عاشق شما هستند

اگر در برخورد افراد افسرده با کم محلی و بی اعتنایی مواجه شدید،‌ بدین معنا نیست که آن ها به فکر شما نیستند و یا از شما خوششان نمی آید؛ بلکه شاید دقیقا در همان لحظه بیش از همیشه به شما احتیاج داشته باشند، پس هیچ وقت آن ها را فراموش نکنید و حتی اگر آن ها سراغی از شما نگرفتند،‌ یادی از آن ها بکنید و سعی کنید همیشه در کنارشان باشید.

 

 

سامان گرانمهر – محقق و پژوهنده

برای اطلاع از آخرین مطالب سایت نوین روان عضو کانال تلگرام نوین روان شوید:  عضویت

چگونه بر ترس های خود غلبه کنیم

ترس

چگونه بر ترس های خود غلبه کنیم

آیا نیاز به شجاعت دارید؟َ

آیا فکر می کنید فردی ترسو هستید؟

آیا می خواهید اعتماد به نفستان افزایش یابد؟

آیا فکر می کنید با غلبه بر ترس های تان فرد شجاع تری می شوید؟

همه ی انسان ها در شرایط مختلف زندگی ترسیدن را تجربه می کنند و با آن روبرو میشوند. هرچند احساس ترس در بعضی موقعیت ها کاملا طبیعی است اما باید ترس هایی را که مانع رسیدن شما به اهدافتان میشود را از بین ببرید.

 

ترس، شجاعت و اعتماد به نفس

اغلب مردم بر این باورند که شجاعت یعنی فقدان ترس و فکر میکنند فردی که شجاع است هیچگاه ترس را تجربه نمیکند، اما این باور کاملا اشتباه است. همه ی آدم ها از شجاع ترین آنها گرفته تا بزدل ترین شان ترسیدن را تجربه می کنند اما تفاوت در روشی است که برای مقابله با ترس استفاده می کنند و به همین دلیل برخی شجاع و برخی ترسو به نظر می آیند.

انسان شجاع  هنگامیکه ترس را در خود احساس کند، به راهش ادامه می دهد تا به هدف خود برسد  اما فرد ترسو به محض ترسیدن متوقف می شود. هر دو آنها تلاش می کنند از این احساس دوری کنند با این تفاوت که فرد شجاع به جلو حرکت می کند و فرد بزدل به عقب . ترسیدن احساسی است که به شما می گوید دیگر نباید ادامه داد. اما در مقابل ، شجاعت می گوید باید ادامه داد حتی اگر بترسید. اکثر افراد شجاع که در اطراف خود می بینید مانند همه ترس را تجربه می کنند اما می دانند چگونه بر آن غلبه کنند و راه شان را ادامه دهند.

 

احساس ترس و باورهای غلط

یکی از افرادی که برای مشاوره آمده بود به شدت از تاریکی می ترسید زیرا معتقد بود در تاریکی روح و جن و پری حضور دارد. او سی سال از زندگی را با وحشت از تاریکی گذرانده بود و اصلا جرات رفتن به مکان های تاریک را نداشت، در نتیجه همیشه اعتماد به نفس پایینی داشت.

تا اینکه سرانجام یک شب تک و تنها در جاده بین شهری، در تاریکی مطلق خودرو وی خراب شد. به همین دلیل مجبور شد ساعت ها در تاریکی بماند تا فردی پیدا شود و به او کمک کند. پس از گذراندن آن ساعت ها در تاریکی مطلق متوجه شد در تمام این سال ها خودش را فریب داده زیرا هیچ روح و یا جنی آنجا نبود!! در بسیاری از موارد دلیل ترس و نداشتن شجاعت ریشه در باورهای غلط خودمان درباره ی جهان دارد. به محض آنکه یک بار با باورهای غلط مان روبه رو شویم شجاعت را در درون خود احساس خواهیم کرد.

 

ترس از خود ترس

چیزی که بسیاری از آدم ها نمی دانند آن است که گاهی اوقات ما از ترسیدن می ترسیم. خیلی وقت ها تنها دلیل  اینکه از بعضی چیزها دوری می کنیم این است که از تجربه ی احساس ترس می ترسیم.

این یک قانون است؛ هر چه بیشتر از ترسی خاص دوری کنید آن ترس در وجود شما بیشتر رشد می کند و شدید تر می شود. سریع ترین راهکار برای غلبه بر آن و بدست آوردن شجاعت، رویارویی با ترس های تان است.

این ترسها می توانند هر چیزی باشند مانند ترس از تاریکی ، تنها شدن ، جدایی و یا حتی رد شدن. با ترسهای خود رو به رو شوید و اجازه ندهید بر شما غلبه کنند. به جای انکار و فرار از ترسهایتان سعی کنید با پذیرش واقعیت، آنها را شکست دهید. واقعیت های زندگی شما با قلم اراده ی خود شما نقاشی می شوند.

 

 

سامان گرانمهر – محقق و پژوهشگر.

سایت نوین روان یک سایت پزشکی پیچیده یا یک دائره المعارف آنلاین و خسته کننده نیست؛ بلکه جائیست تا شما بتوانید هر گونه اطلاعاتی را به صورت خلاصه، مختصر و مفید بدست آورید. اطلاعاتی بر اساس علوم روانشناسی  و به زبانی ساده. کتاب چگونه کسی را عاشق خود کنیم توسط سایت نوین روان منتشر شده است. این کتاب به شما کمک می کند هر شخصی را عاشق خود کنید.

 برای اطلاع از آخرین مطالب سایت نوین روان در کانال تلگرام ما عضو شوید  عضویت در کانال تلگرام نوین روان

 

چگونه از شر احساسات بد خلاص شویم؟

احساسات بد

چگونه از شر احساسات بد خلاص شویم؟

راه های مقابله با احساسات منفی

افسرده و غمگین هستید؟

آیا می خواهید از احساسات منفی و ناخوشایند خود خسته شده اید؟

آیا معمولا دچار احساسات بد هستید؟

اگر می خواهید از چیزی خلاص شوید ابتدا باید به خوبی آن را بشناسید. اکثر آدم ها احساسات بد را تجربه می کنند ولی دلیلش را نمی دانند. معمولا این احساسات را به اولین موردی که به ذهنشان خطور میکند ربط می دهند مانند جر و بحثی که با رئیس خود داشته اند و یا کسی که استرسی را به آنها متحمل کرده است.

در حقیقت ممکن است برای احساسات بدی که تجربه می کنید دلایلی داشته باشید اما این دلایل با دلایل واقعی تفاوت بسیاری دارد. درواقع علت احساسات بد و ناخوشایندی که تجربه می کنید با دلایلی که به ذهنتان می رسد بسیار متفاوت است. تنها راه اصولی برای خلاص شدن از این احساسات، پیدا کردن منشا اصلی آن است.

 

شناسایی منشاء اصلی برای مقابله با احساسات بد

وضعیت کنونی احساسات، هیجانات و حالات درونی شما حاصل تجربه هایی است که از ابتدای زندگی تا کنون داشته اید. دعوایی که دیروز با یکی از اعضای خانواده و یا دوست و همکار خود داشته اید و همچنین نمرات بدی که روز قبل گرفتید تنها بخشی از وضعیت کنونی احساسات شما را تشکیل می دهد.

وقایع و اتفاقات خوب اخیر نیز بخشی از وضعیت کنونی احساس شما را تشکیل می دهند، حتی اگر در این لحظه حال خوبی نداشته باشید. به عنوان مثال اگر امروز از طرف یکی ازآشناهایتان هدیه ای دریافت کرده اید این هم بخشی از وضعیت کنونی احساس تان می شود.

بطور کلی تمام اتفاقات خوب و بدی که اخیرا در زندگی شما رخ میدهد احساسات و روحیه کنونی شما را تعیین می کند. شما همواره میتوانید با تحت کنترل قرار دادن و مدیریت احساسات خود زندگی شاد تری داشته باشد. اگر در حال حاضر ده مورد باعث ناراحتی شما شده باشد و پنج مورد آن از کنترلتان خارج باشد، می توانید پنج مورد دیگر را کنترل کنید و در نتیجه قطعا روحیه تان بهتر خواهد شد.

 

چگونه بر این احساسات غلبه کنیم؟

اگر مثال ها و توضیحات بالا را درک کرده باشید احتمالا حدس زده اید که برای بهتر کردن روحیه تان باید مشکلاتی را رفع کنید که ممکن است ربطی به خلق و خوی بد شما در حال حاضر نداشته باشند.

به عنوان مثال شاید  در زندگی مشکلات بسیاری داشته باشید از جمله استرس مربوط به  شرایط کار، امتحان و یا رابطه ای که به تازگی به جدایی ختم شده است، در چنین شرایطی اگر سعی کنید کمی وزن خود را کم کنید روحیه تان قطعا بهتر خواهد شد حتی اگر برای حل مشکلات اصلی خود هیچ اقدامی نکرده باشید.

جمع شدن مشکلات کوچک بتدریج منجر به تخریب روحیه می شود. بسیاری از افراد معتقد هستند ابتدا باید مشکلات بزرگ خود را حل کنند، آنها عادت دارند که مشکلات کوچک را نادیده بگیرند در نتیجه این مشکلات روی هم انباشته می شوند و کم کم تاثیرشان را بر روی زندگی میگذارند.

این الگوی رفتاری باعث تخریب روحیه می شود زیرا هنگامی که مشکلات کوچک و ساده روی هم انباشته می شوند مشکلات بزرگ را تحت تاثیر قرار میدهند و بدتر می کنند. صفحه نمایش شکسته موبایلتان، دکمه خراب کیبورد، تعمیر ماشین تان و یا کارهای کوچکی که پشت گوش انداخته اید مشکلات کوچکی هستند که اگر به آن ها توجه نکنید حال شما را خراب تر می کنند. به طور خلاصه وقتی میتوانید مشکلات کوچک خود را به سادگی حل کنید پس این کار را انجام دهید تا تاثیرش را در بهتر شدن روحیه تان ببینید.

 

جمع شدن مشکلات بر روی هم به خلق و خوی شما آسیب می زند

شما همواره در حال دریافت اطلاعات از طریق حواس پنج گانه خود هستید. هر چه مشکلات حل نشده تان بیشتر باشد دریافت اطلاعاتی که آن ها را به یادتان بیاورند نیز بیشتر میشود و در نتیجه روحیه و اعصاب تان خراب تر خواهد شد.

به عنوان مثال ، اضافه وزن داشتن باعث می شود هر وقت خودتان را در آینه تماشا میکنید و یا بیش از حد غذا میل می کنید نسبت به ظاهرتان احساس بدی پیدا کنید. و یا هنگامی که مثلا ته جیب شلوارتان سوراخ است و آنرا ترمیم نمیکنید دائما و هر روز استرس اینکه چیزی را در جیبتان از دست دهید به خود القا میکنید.

اکنون تصور کنید ده مشکل حل نشده دارید. فکر می کنید چه اتفاقی برای روح و روان تان می افتد؟ مدام با چیزهایی رو به رو می شوید که مشکلات، ناراحتی و استرس را به شما یادآوری می کند و نتیجه ی آن احساسات بدی است که بیشتر اوقات تجربه خواهید کرد.

 

زبان بدن نیز بر روحیه تاثیر می گذارد

اگر به حالات بدنتان توجه کنید هر وقت احساس ناراحتی می کنید کمرتان صاف می شود اما اگر احساس نا امیدی کنید کمرتان دیگر صاف نخواهد بود و تا حدودی خمیده میشوید.

حالت بدن نیز میتواند بر خلق و خو و احساسات تاثیر مستقیم بگذارد. همانطور که احساسات بر حالت بدن تاثیر می گذارد، حالت بدن نیز بر احساسات تاثیر می گذارد. کافیست تنها چند لحظه با کمر صاف بنشینید، متوجه بهتر شدن روحیه تان خواهید شد.

 

افتادن در دام افکار منفی

به محض آنکه احساس ناراحتی کنیم خود به خود چرخه ی افکار منفی به حرکت در می آید. همه چیز را به شکل غلط برداشت می کنیم، انتظار می کشیم مشکلات بیشتری پیش بیاید و درنتیجه روحیه مان بد و بدتر می شود. کوچکترین اتفاق ممکن است فاجعه به نظر آید؛ پاره شدن بند کفش تان یک دردسر و پیدا کردن جفت دیگر کفش تان دردسری بزرگتر خواهد بود.

برای رهایی از این مشکل باید چرخه ی افکار منفی را متوقف کنید. از فکر کردن به مشکلات جدید دست بردارید و به این فکر کنید که چگونه مشکلات فعلی را حل کنید. اجازه ندهید افکار و خیالات بد شما را فلج کنند؛ در عوض بر آن ها مسلط شوید و اجازه ندهید کنترل زندگی تان را در دست بگیرند.

 

برای پایان دادن به احساسات بد دشمن خود را بشناسید

شناسایی علت ها و دلایلی که در پس احساسات بد و ناخوشایند تان است می تواند به اندازه ی حل مشکلات کوچک موثر باشد زیرا همین ندانستن دلیل و علت احساسات  بد، خلق و خوی شما را بدتر می کند. به عنوان مثال سعی کنید تا جای ممکن از ملاقات افرادی که احساسات بد و انرژی منفی به شما منتقل میکنند دوری کنید و یا به مکان هایی که احساسات منفی در شما ایجاد میکند نروید.

بطور خلاصه اگر بخواهم چکیده این مطلب را بیان کنم باید بگویم؛ برای پایان دادن به احساسات بد باید مشکلات خود را مجزا کرده و شروع کنید آن ها را یکی پس از دیگری حل کنید. چرخه ی افکار منفی را بشکنید تا بتوانید احساسات بد خود را کاهش دهید.

 

نوشته ی سامان گرانمهر – محقق و پژوهشگر.

 

مطالب موجود در سایت نوین روان کاملا اختصاصی بوده و در هیچ وب سایت فارسی زبان دیگری وجود ندارد؛ مگر آنکه از سایت نوین روان کپی شده باشند. آخرین و جدید ترین مطالب روانشناسی را می توانید در صفحه مطالب مشاهده کنید. همه مطالب این سایت بر اساس تحقیقات و پژوهش های نویسنده و مترجم سایت صورت گرفته و کاملا در زندگی شما اثربخش خواهد بود. کتاب چگونه کسی را عاشق خود کنیم توسط سامان گرانمهر در سایت نوین روان منتشر شده است. این کتاب به شما کمک می کند دیگران را شدیدا به خود علاقمند و وابسته کنید.

برای اطلاع از آخرین مطالب آموزشی و تست های روانشناسی اختصاصی سایت نوین روان در کانال تلگرام ما عضو شوید:   عضویت

چرا بعد از جدایی احساس بدی داریم

چرا بعد از جدایی احساس بدی داریم

چرا بعد از جدایی احساس بدی پیدا میکنیم

آیا از کسی جدا شده اید؟ احساس بسیار بدی دارد، درست است؟ بعد از آن همه دوست داشتن و علاقه، بعد از آن همه زمانی که صرف یکدیگر کرده اید و حتی شاید فکر اینکه او تنها فرد مناسب شما بوده است. قابل درک است که جدایی خیلی دردناک است اما آیا میدانید چرا آنقدر سخت است؟

دلایل زیادی وجود دارد اما جالب است بدانید اکثر آنها ارتباطی با حس دوست داشتنتان ندارد.

شاید عجیب بنظر آید اما علت آن نداشتن اطلاعات کافی درباره روانشناسی عاشق شدن است.

بعد از خواندن این مطلب خواهید فهمید که دلیل واقعی احساس بدی که بعد از جدایی سراغتان می آید این نیست که شما عاشق آن فرد هستید بلکه به دلایل بسیار دیگری است.

 

دلایل احساس بد بعد از جدایی

در زیر دلایلی که باعث احساس بد بعد از جدایی میشود را ذکر می کنم.

اکثر آدم ها چیزی درباره این دلایل نمیدانند و تنها به خاطر اینکه این احساسات بعد از جدایی پیش می آید آن را به آن فردی که از او جدا شده ربط میدهند.

 

اعتماد به نفس تان خورد شده: بعد از آنکه دختری از پسری جدا میشود، آن دختر جلوی آیینه به خود خیره میشود و شروع به جستجوی تغییرات اخیر در ظاهرش میکند. حتی روی وزنه میرود تا وزنش را چک کند که بفهمد آیا اخیرا دچار اضافه وزن شده است؟ دلیل این که او سعی میکند مجددا خودش را بررسی کند این است که اعتماد به نفس ندارد. او میخواهد بفهمد چرا معشوقه اش ترکش کرده است اما هیچ نشانه ای نمی یابد. اگر آن دختر به گونه ای مطمئن شود که معشوقه اش او را به دلیلی که اصلا به ظاهرش مربوط نیست ترک کرده ، احتمالا بعد از جدایی آنقدر حالش بد نمیشود. بطور خلاصه این نکته را اینطور بیان میکنم که یکی از دلایلی که شما احساس بسیار بدی بعد از جدایی پیدا میکنید آن است که اعتماد به نفس تان را از دست می دهید و ربطی به احساس عشقی که به آن شخص دارید ندارد.

 

مسائل مربوط به ایگو (من): دیگران درباره ام چه فکری میکنند؟ آیا آنها به یکدیگر می گویند که او مرا به چه دلیلی ترک کرده است؟ دشمنانم درباره ام چه فکری میکنند؟ کسانی که چشم دیدنم را ندارند قطعا پشت سرم حرف میزنند، این واقعا باعث آبروریزی است. با چنین سوالاتی که در ذهن پدیدار میشود میتوان فهمید که یکی از دلایل اصلی که بعد از جدایی، آدم ها احساس غم و اندوه میکنند این است که از صحبت ها و قضاوت هایی که اطرافیان درباره اش خواهند کرد میترسند. این هم دلیل دیگریست که مانند مورد قبل هیچ ربطی به فردی که دوستش داشتید ندارد.

 

از دست دادن یک کاهنده ی درد: اگر شما هم مانند خیلی از مردم هستید که فقط برای فرار از روبرو شدن با مشکلات زندگی وارد یک رابطه شده اند، پس زمانی که کسی ترکتان میکند دوباره به واقعیات دردناک زندگیتان باز میگردید. شما از عشق و دوست داشتن به عنوان راهی برای خلاص شدن از احساسات بد استفاده میکردید(احساسات بدی که حاصل مشکلات لاینحل زندگی شماست). به همین خاطر زمانی که این رابطه عاشقانه پایان میابد سپر دفاعیتان می شکند و مجددا خودتان را در مقابل مشکلات قدیمی تنها میبینید. یکی از دلایل اصلی که مردم بعد از آنکه جدا میشوند احساس بدی پیدا میکنند آن است که برای آنکه احساس خوبی داشته باشند وابسته به رابطه هستند، که این جور رابطه ها رابطه ی سالم و درستی نیست.

 

نگرانی درباره آینده: آیا می توانم فراموشش کنم؟ آیا میتوانم از نظر مالی مستقل باشم؟ هیچ کس نمیداند و این همان دلیلیست که بعد از جدایی احساس بدی پیدا میکند. اگر او درباره ی آینده مطمئن باشد قطعا بعد از جدایی کمتر احساسات بد پیدا میکند. در مطلب  چگونه کسی را فراموش کنیم نکات خیلی مهمی درباره اینکه چگونه کسی را در کمترین زمان ممکن فراموش کنیم نوشته ام که قطعا کمکتان خواهد کرد. اگر میخواهید کسی را فراموش کنید حتما این مطلب را بخوانید.

 

از دست دادن یک منبع خوب صمیمیت: در یک رابطه ی نادرست وقتی یک شخص عاشق فردی میشود تمام ارتباطاتش با دوستان قدیمی اش را تضعیف میکند و در نتیجه آن فرد تنها منبع صمیمیت او میشود. به همین علت زمانی که از یکدیگر جدا میشوند احساس تنهایی میکند و این احساس بد به خاطر این نیست که عاشقش بوده بلکه به این خاطر است که او تنها منبع صمیمیت قابل دسترس بوده است.

 

حرف آخر درباره زمانی که از یکدیگر جدا میشوید

درست است شاید عاشق آن فرد بوده اید اما اگر درد و اندوه شما الان  100%  است،  90%  از این درد ممکن است نتیجه ی فاکتورهای دیگری باشد که ارتباطی با شخصی که عاشقش بودید و ترکتان کرده ندارد. پس اگر آن مشکلات شخصی تان را رفع کنید قطعا جدایی، مانند گذشته آن اثرات بد را بر روی شما نخواهد گذاشت و هنگامی که از کسی جدا شدید دیگر آن احساسات بد به سراغتان نخواهد آمد.

 

 

سامان گرانمهر – محقق و پژوهنده

 

کتاب چگونه کسی را عاشق خود کنیم ترجمه بنده و توسط سایت نوین روان منتشر شده که بطور چشمگیری شانستان را برای اینکه کسی را عاشق خود کنید افزایش میدهد. نوین روان بدون اغراق کامل ترین و موثرترین سایت فارسی زبان در حوضه ی مسائل روانشناسی عشق است که با زبانی ساده و قابل فهم تکنیک های نوین روانشناختی را در اختیار شما عزیزان قرار میدهد.

 

برای اطلاع از آخرین مطالب سایت نوین روان عضو کانال تلگرام نوین روان شوید:  عضویت