نوشته شده در — دیدگاه‌تان را بنویسید

زبان بدن دست دادن

زبان بدن دست دادن

زبان بدن ، به حرکات بدن یک فرد گفته میشود که بدون آنکه سخنی بگوید بیانگر خصوصیات شخصیتی و رفتاری آن فرد میباشد. یکی از مهمترین نکاتی که هنگام ملاقات ها باید به آن توجه کرد زبان بدن دست دادن افراد است. سبک و روش دست دادن افراد مختلف حاوی معانی و اطلاعات مهمی است. در این نوشته با عناوین و مطالب زیر آشنا خواهیم شد:

  • تاریچه و پیدایش دست دادن
  • آشنایی با معانی و مفاهیم روش های مختلف دست دادن (زبان بدن دست دادن)
  • بهترین حالت دست دادن چگونه است؟

دست دادن افراد با یکدیگر آداب و رسوم اکثر مردم جهان است. هر فرد در طول روز بارها هنگام سلام کردن ، خداحافظی و یا بروز احساسات و هیجانات از عمل دست دادن استفاده میکند. حالت و روش دست دادن حاوی پیام های بسیاری است که بطور ناخودآگاه توسط زبان بدن به طرف مقابل منتقل میشود. به عنوان مثال هنگامی که برای اولین بار با یک فرد بسیار مهم ملاقات دارید به دلیل آنکه آن فرد هیچ اطلاعات قبلی درباره شخصیت و رفتار شما ندارد بسیار مهم است که در اولین برخورد چه گونه به نظر آیید؛ قطعا اولین تماسی که در ابتدای دیدارتان برقرار می کنید دست دادن است و بطور ناخودآگاه از طریق زبان بدن اطلاعاتی را در خصوص شخصیت خود به طرف مقابل منتقل خواهید کرد. بنابراین واجب است انواع زبان بدن دست دادن را بشناسید و سعی کنید اطلاعاتی بدی که بطور ناخودآگاه از زبان بدن خود منتقل می کنید را اصلاح کنید. میزان صمیمیت ، ضعف شخصیتی ، اعتماد بنفس ، قابل اعتماد بودن ، استرس داشتن ، دیکتاتور بودن ، خجالتی بودن و ... همه و همه نکاتی است که میتوان، از زبان بدن دست دادن یک فرد تشخیص داد. با ما همراه باشید.

تاریخچه دست دادن

اولین ایده دست دادن در روم باستان شکل گرفت. در اغلب تمدن ها از قدیم، نشان دادن کف دست هنگامی که کف دست رو به بالاست نشانه حسن نیت ، صداقت و غیر مسلح بودن است. با این حال رومیان باستان در گذشته بسیار بدنام بودند به حیله و نیرنگ در پنهان کردن خنجر در آستین های زرهی خود که بطور ناگهانی طرف مقابل خود را غافلگیر میکردند و از پا در می آوردند. از این رو هنگامی که ژنرال های رومی با یکدیگر برای گفتگو ملاقات میکردند ساعد های یکدیگر را در دست میگرفتن و اینگونه متوجه میشدند که طرف مقابلشان چیزی در آستین پنهان نکرده است. این حرکت به مرور زمان در روم نماد حسن نیت و صداقت شد و مردم در ابتدای ملاقات از آن استفاده می بردند.

اما دست دادن به روش مدرن امروزی از قرن نوزدهم میلادی (حدود 100 سال پیش) شکل گرفت. زمانی که تاجران پس از مذاکره با یکدیگر بر سر معامله به توافق میرسیدند در پایان به نشانه ی تعهد با یکدیگر دست میدادند. در ابتدا دست دادن فقط در میان تاجران مرسوم بود ولی به سرعت به عملی محبوب تبدیل گشت به طوری که بعدها در میان مردها و سپس در شرایط مختلف بین افراد مختلف (مرد و زن) رایج شد.

دست دادن های توهین آمیز

دست دادن عملی است پسندیده برای نشان دادن احترام و برابری میان دو نفر. با این حال گاهی اوقات افراد بدون آنکه حتی خودشان آگاه باشند به گونه ای توهین آمیز دست می دهند. در جوامع غربی حساسیت زیادی درمورد برابری و احترام متقابل وجود دارد حتی زمانی که تفاوت زیادی در ثروت ، رتبه و مقام افراد مختلف وجود داشته باشد این موضوع را رعایت میکنند. اما در بعضی تمدن های دیگر سلسله طبقات اجتماعی مختلفی وجود دارد که هر کدام برتری هایی نسبت به دیگری برای خود قائل هستند. همین تفاوت های جوامع مختلف، ممکن است باعث یک سو تفاهم مرگبار اجتماعی شود. یکی از مسائلی که ممکن است باعث بروز سوء تفاهم شود دست دادن به شیوه آمرانه است.

دست دادن به روش آمرانه چگونه است (زبان بدن تسلط گرا)

در این نوع دست دادن در حالی که کف دست به سمت پایین است، دست یک شخص بر روی دست دیگری قرار می گیرد. در اکثر جوامع بشری نمایش "کف دست به سمت بالا" حرکتی فروتنانه و نماد مطیع بودن است. همچنین این حرکت یک نماد جهانی برای گدایی ، التماس و نیاز است. از طرفی دیگر "کف دست به سمت پایین" نشان دهنده قدرت ، برتری و تسلط است. یک مثال خوب برای این حرکت همان حالت درود فرستادن نازی های آلمان زمان هیتلر است.

اگر شما در حالی که کف دستتان به سمت پایین است با کسی دست دهید در واقع از طرف مقابلتان میخواهید در حالی با شما دست دهد که کف دستش به سمت بالا است و غیر مستقیم از او میخواهید به ضعیف بودن خود اعتراف کند. زاویه دست اهمیت دارد؛ هرچه زاویه دست افقی تر باشد به معنای تفاوت طبقاتی بیشتر است. در مقابل، هرچه دست های دو نفر به عمودی بودن نزدیکتر باشد بیان کننده جایگاه اجتماعی یکسان دو نفر است.

بنابراین توجه داشته باشید هنگامی که با یک شخص غریبه برای اولین بار دست میدهید، دست خود را عمودی به سمت او دراز کنید و دست دهید زیرا با این کار توسط زبان بدن خود، به آن شخص این پیام را میرسانید که برای او به اندازه خودتان ارزش قائل هستید. همچنین اگر خواستید هنگام ملاقات تواضع و فروتنی نشان دهید و با زبان بدن خود اعتراف کنید که ارزش بسیاری برای طرف مقابلتان قائل هستید به گونه ای با وی دست دهید که کف دستتان به سمت بالا است. انجام دادن این کار نشانه ی احترام گذاشتن است. بنابراین اگر با فرد محبوبی مثل بزرگ خانواده، هنرپیشه دلخواهتان و یا مدیر شرکتتان روبرو میشوید بهتر است در حالی دستتان را به سمت او دراز کنید که کف دستتان به سمت بالا متمایل است.

با کسی که آمرانه دستش را دراز می کند، چگونه برخورد کنیم

اکنون که با این نوع دست دادن توهین آمیز آشنا شده اید، شاید هنگامی که مشاهده کنید کسی می خواهد اینگونه با شما دست دهد وسوسه شوید که با او دست ندهید و با بی جواب ماندن دستش در هوا این کار توهین آمیزش را پاسخ دهید. اما این کارتان بیشتر از آنکه مفید باشد به ضررتان است. مخصوصا اگر در ملاقات با یک فرد مهم باشید. میتوانید با اعتماد به قدرت خود، دست وی را بگیرید و جهت دست ها را به سوی زاویه عمودی بچرخانید. با این کار توسط زبان بدن خود به آن فرد میفهمانید که تحت تسلط و تاثیر او قرار نمیگیرید.

برای مقابله با دست دادن آمرانه و برتری طلب دو روش وجود دارد:

 

  • دست چپ و آزاد خود را بر روی دست ها بگذارید و با دو دست، دست دهید(مطابق تصویر). در این حالت تمامی دستها زیر سلطه دست شما قرار میگیرند. با اینحال ممکن است طرف مقابل نیز به همین روش مقابله کند. هنگامی که هر دو طرف با دو دست خود اینگونه دست دهند نشانه ی یک نوع مجادله برای نمایش قدرت میان دو طرف است.

 

  • راه حل بهتر آن است که پای چپ خود را جلو ببرید و شانه های خود را در جهت افقی قرار دهید. این حرکت باعث میشود که دست طرف مقابل بیشتر به سمت شما دراز شود و محل دست دادن در کنترل کامل بدن شما قرار بگیرد. با این روش حتی اگر طرف مقابل از قدرت فیزیکی بیشتری برخوردار باشد بواسطه محل قرار گیری دست ها، شما به راحتی میتوانید دستش را به سمت عمودی بچرخانید و با زبان بدن خود این پیام را مخابره کنید که فردی ضعیف و فرمان بر نیستید.

یکی از معروفترین افراد سیاسی جهان که در دست دادن از زبان بدن خود برای انتقال پیام قدرت استفاده می کند، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا است. او با تمام ترفندهای دست دادن آمرانه و برتری طلب آشناست و به وضوح در اکثر دست دادن های وی میتوانید این موضوع را مشاهده کنید. در عکس روبرو مشاهده میکنید ترامپ هنگام دست دادن با رئیس جمهور فرانسه، با تکنیک جلو آوردن پای چپ  و کشیدن دست ها به سمت بدن خود، کنترل دست ها را در اختیار گرفته است.

هنگامی که هر دو طرف قصد انجام دست دادن آمرانه داشته باشند

گاهی اوقات ممکن دست در شرایط و مکان خاصی باشید که نیاز است با زبان بدن خود به افرادی که با آنها دست میدهید این پیام را منتقل کنید که اهل باج دادن و مدارا با آنها نیستید. به همین جهت ممکن است با افرادی برخورد داشته باشید که به روش های بالا  قصد دست دادن داشته باشند. یکی از کارهایی که در مقابله با اینگونه دست دادن ها میتوانید انجام دهید این است که ساعد طرف مقابل را با دست چپ (دست آزاد) بگیرید و شست خود را در آرنج وی کمی فشار دهید. همچنین یکی دیگر از حرکات زبان بدن هنگام دست دادن که نشانه تحت کنترل قرار دادن طرف مقابل است لمس کردن و گرفتن شانه طرف مقابل است. در شکل مقابل تصویری از یک مجادله تمام عیار با تکنیک های مختلف برای دست دادن آمرانه را مشاهده میکنید. در این تصویر تکنیک های پای چپ و کشیدن دست طرف به حریم بدن خود ، گرفتن ساعد و گرفتن  شانه به وضوح قابل مشاهده است.

انواع دیگر بد دست دادن

مدل های نامطلوب دیگری از دست دادن وجود دارند که هرکدام در غالب زبان بدن شما معانی و مفاهیم بدی دارند. در ادامه با این نوع دست دادن های بد آشنا میشویم:

دست دادن با نیروی زیاد: بعضی از مردان به اشتباه بر این باورند که دست دادن خوب به گونه ای است که با قدرت و محکم باشد به همین علت هنگام دست دادن، دست طرف مقابل را با فشاردادن له میکنند. آنها با نشان دادن قدرت فیزیکی خود در پی کسب احترام هستند. در صورتی که فشردن بیش از حد و له کردن دست افراد به وضوح یکی از نشانه های ضعف شخصیتی است.

دست دادن با نوک انگشتان: این نوع دست دادن معمولا هنگام دست دادن یک مرد با زن و یا هنگامی که یک شهر نشین با یک روستایی دست میدهد، رخ میدهد. در واقع زمانی این اتفاق می افتد که فردی نسبت به سطح شخصیت طرف مقابلش دچار بدبینی باشد و یا اینکه برای ارتباط و پذیرا بودن آن شخص، خیلی عصبی باشد. در این شرایط سعی میکند تنها نوک انگشتان وی را بگیرد و از گرفتن کف دست او خودداری میکند. زبان بدن در گرفتن نوک انگشتان دست بیانگر آن است که شما اعتماد بنفس ندارید زیرا با کسی که در کنار شماست احساس راحتی نمی کنید و یا اینکه شما فردی عصبی و متزلزل هستید. هنگامی که فردی اینگونه با شما دست داد بهترین کاری که میشود انجام داد این است که با دست چپ خود دست راست طرف را بگیرید و بگویید: "اجازه دهید یک بار دیگر درست انجام دهیم" و بعد درست دست دهید و دستش را تکان دهید. با این کار به او خواهید فهماند که به اندازه کافی مراقب رفتارهای او هستید و به آن اهمیت میدهید.

دست دادن هندلی: نام این سبک دست دادن از بالا و پایین کردن هندل پمپ های آب قدیمی که توسط دست انجام میگرفت گرفته شده است. هنگامی که دو نفر با یکدیگر خیلی احساس راحتی میکنند و در فاصله بدنی نزدیک از یکدیگر دست میدهند میتوانند در طول زمانی که مکالمه ابتدایی تمام میشود دستان یکدیگر را رها نکنند. نباید در این حین مدام دست ها را بالا و پایین تکان دهید. حداکثر تعداد مطلوبی که میتوان دستها را بالا و پایین کرد هفت بار است. هرچه دفعات بیشتری این کار را تکرار کنید، دست دادن دوستانه شما بیشتر تبدیل به یک دست دادن اجباری میشود و طرف مقابل احساس میکند به طور فیزیکی محدود شده و خواهان فرار از آن شرایط میشود. یکی از نمونه های معروف این مدل دست دادن مربوط به دست دادن ترامپ و نخست وزیر ژاپن در سال 2017 است. وی دست شینزو آبه (نخست وزیر ژاپن) را به مدت 20 ثانیه گرفت و بیش از 31 بار تکان داد! (تصویر روبرو)

دست دادن ماهی خیس: این نام را غربی ها بر روی این سبک از دست دادن گذاشته اند. داشتن کف دست مرطوب به عنوان نشانه ای از شخصیت ضعیف و عصبی تلقی میشود. عرق کردن یک پاسخ عصبی توسط بدن است. دستها غدد عرق بیشتری نسبت به سایر نقاط بدن انسان دارند، به همین علت بیشتر در کف دستان نمود پیدا میکند. دست دادن با فردی که دستان مرطوبی دارد احساس خوبی ندارد. مخصوصا زمانی که مجبور شوید مدت زیادی دست وی را تکان دهید زیرا کسی دوست ندارد دستش را با رطوبت عرق دست دیگری مرطوب کند. مرطوب بودن دست بطور حتم نشانه عصبی بودن فرد نیست ، ممکن است در یک محیط خفه و نمناک حضور داشته باشید و یا بطور طبیعی همیشه دستان مرطوب داشته باشید. راه حل کاملی وجود ندارد اما چند ترفند هست که میتوانید انجام دهید. به عنوان مثال میتوانید رطوبت دستان خود را با دستمال و یا شلوار خود کم کنید. هر چند بهتر است قبل از آنکه به طرف مقابل برسید این کار را نامحسوس انجام دهید. هنگامی که میدانید در یک محیط بسته و نمناک حضور دارید دستان خود را از گرمای بدن دور نگه دارید و با باز نگه داشتن انگشتان اجازه دهید هوا در میانشان در جریان باشد. همچنین اگر در یک جلسه هستید امکان اینکه نوشیدنی داغ در دست داشته باشید هست پس سعی کنید آن را با دست چپ بگیرید تا همواره دست راست شما حالت مطلوب برای دست دادن را داشته باشد.

دست دادن با بازوی صاف: هر شخص دارای حریم متفاوتی است که در آن احساس راحتی میکند. معمولا اگر آن شخص در شهرهای کوچک و یا روستا بزرگ شود این حریم بزرگتر است و اگر در شهرهای بزرگ رشد یابد این حریم کوچکتر خواهد بود. عوامل زیادی در حریم های راحتی افراد دخیل هستند به همین خاطر نمیتوان قاطعانه گفت حریم راحتی مناسب کدامیک است. با اینحال اگر به گونه ای دست دهید که بازوی شما مستقیم ، مستحکم و دور از بدنتان باشد، با زبان بدن خود به وضوح این پیغام را میدهید که تمایل ندارید آن شخص را در حریم راحتی خود قرارر دهید. این سبک دست دادن شما دو مفهموم میتواند داشته باشد؛ یا آن شخص برایتان آزاردهنده است و یا اینکه شما ضعف اجتماعی دارید. برای تشخیص میزان نزدیکی به افراد جدیدی که ملاقات میکنید باید زبان بدن آنها را متوجه شوید و بر اساس آن تصمیم بگیرید چقدر به آنها نزدیک شوید. ممکن است فردی حریم راحتی بزرگتری داشته باشد و دوست نداشته باشد کسی وارد این حریم شود، پس با رفتارهای خود او را در مضیقه قرار ندهید.

بهترین روش دست دادن چگونه است؟

بهترین سبک دست دادن هنگامی است که هر دو دست کاملا افقی و صاف باشند و کف دست هر دو نفر کاملا یکدیگر را لمس و قفل کنند. باید در حالی که آرنج تان در حالت راحتی قرار دارد با اعتماد بنفس دست خود را در میانه راه نگه دارید و به طرف مقابل اجازه دهید تا خودش تصمیم بگیرد نزدیکتر شود یا فاصله ای را برای دست دادن انتخاب کند. نباید یک قسمت از دست طرف مقابل را بیش از قسمت های دیگر فشار دهید. با دستی استوار و محکم دست دهید اما فقط کمی فشار وترد کنید به طوری که اگر یک تخم مرغ در دستتان باشد دچار شکستگی نشود. مطابق با اشخاص مختلف و قدرت بدنی آنها میتوانید از کمی فشار بیشتر یا کمتر استفاده کنید. همچنین میتوانید حدود چهار بار دستان خود را بالا و پایین کنید اما نباید بیش از حدود  2سانتیمتر بالا و پایین رود. اصلا واجب نیست که همیشه دستتان را بالا و پایین کنید. بدون حرکت بالا و پایین دست دادن، کمتر رسمی و بیشتر صمیمی است و شاید بهتر است هنگامی که یک فرد غریبه را ملاقات میکنید صمیمی دست دهید و دستتان را تکان ندهید. همچنین میتوانید در طول مدتی که خودتان را معرفی میکنید و یا جملات ابتدایی احوال پرسی را به زبان می آورید دست طرف مقابل را همچنان در دست نگه دارید اما باید بلافاصله بعد از اتمام احوال پرسی آنرا رها کنید.

یک عمل دست دادن خوب باعث میشود که دیگران توسط زبان بدن شما متوجه شوند که به آنها اهمیت میدهید و احترام میگذارید ، شخصیت قابل اعتمادی دارید و انسان با صداقت و صمیمی هستید که با دیگران با خوشرویی برخورد میکنید. با یک عمل دست دادن خوب میتوانید سبب شوید افراد خیلی سریع در پیشگاه شما احساس راحتی مطلوب کنند و اعتمادشان را نسبت به خود جلب کنید.

سامان گرانمهر – محقق و پژوهنده

 

نوین روان یک وبسایت مقالات پیش پا افتاده نیست همچنین هیچ مطلب سطحی در آن نخواهید دید ، نوین روان جاییست که شما با تکنیک های موثری که مطابق با اصول علوم روانشناسی و به شکلی ساده و قابل فهم ارائه شده ، آشنا میشوید.

  

برای اطلاع از آخرین مطالب سایت نوین روان عضو کانال تلگرام نوین روان شوید:  عضویت

نوشته شده در — دیدگاه‌تان را بنویسید

30 روش ساده برای داشتن زندگی بهتر

زندگی بهتر

زندگی بهتر

برای زندگی بهتر و افزایش رضایتمندی و کیفیت آن این مقاله را دنبال کنید. در این مطلب شما را با 30 روش ساده برای افزایش کیفیت زندگی و داشتن زندگی بهتر آشنا میکنیم که با رعایت آنها در کمتر از یک ماه شاهد تغییر در زندگی خود خواهید شد.

 

1) برای داشتن زندگی بهتر از همین اﻣﺮوز دﺳﺖ ﺑﻪ ﻛﺎر ﺷﻮﻳﺪ (زندگی بهتر)

ﻳﻚ ﺿﺮب اﻟﻤﺜﻞ ﭼﻴﻨﻲ می ﮔﻮﻳﺪ: «ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ زﻣﺎن ﺑﺮاي ﻛﺎﺷﺖ ﻳﻚ درﺧﺖ 20 ﺳﺎل ﭘﻴﺶ ﺑﻮد. ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ زﻣﺎن ﺑﻌﺪی اﻻن اﺳﺖ»

اﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﻣﻨﺘﻈﺮﻳﺪ ﺗﺎ ﻫﻤﻪ ﺷﺮاﻳﻂ ﺑﺮای ﻛﺎری ﻛﻪ می ﺧﻮاﻫﻴﺪ اﻧﺠﺎم دﻫﻴﺪ ﻣﻬﻴﺎ ﺷﻮد و ﺑﻌﺪ آن ﻛﺎر را ﺷﺮوع ﻛﻨﻴﺪ، ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﻛﻪ آن زﻣﺎن ﻓﺮا ﻧﺨﻮاهد رسید. اﻏﻠﺐ ﻣﺎ ﺑﺮاي ﻛﺎرﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ می ﺗﻮاﻧﺴﺘﻴﻢ اﻧﺠﺎم دﻫﻴﻢ، ولی ﺑﻪ ﻫﺮ دلیلی ﻓﺮﺻﺖ ﺳﻮزی ﻛﺮده و آن را اﻧﺠﺎم ﻧﺪاده اﻳﻢ، اﻓﺴﻮس میﺧﻮرﻳﻢ. ﻏﺎﻓﻞ از اﻳﻦ ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺎری از اﻳﻦ ﻛﺎرﻫﺎ را ﻫﻢ اﻛﻨﻮن ﻧﻴﺰ می ﺗﻮان اﻧﺠﺎم داد و در آﻳﻨﺪه از ﻣﻨﺎﻓﻊ آن ﺑﻬﺮه ﻣﻨﺪ ﺷﺪ. ﭘﺲ ﺑﻴﺎﻳﻴﺪ ﻗﺒﻞ از دﻳﺮ ﺷﺪن و ﭘﺸﻴﻤﺎنی دوﺑﺎره، ﺑﻪ ﺟﺎی ﺷﻜﺎﻳﺖ از ﺷﺮاﻳﻂ و ﺑﻬﺎﻧﻪ ﮔﻴﺮی، دﺳﺖ ﺑﻜﺎر ﺷﻮﻳﻢ و از زﻣﺎنی ﻛﻪ در اﺧﺘﻴﺎر دارﻳﻢ، ﺑﻪ ﻧﺤﻮ اﺣﺴﻦ اﺳﺘﻔﺎده ﻛﻨﻴﻢ.

 

2) ﺷﻤﺎ نمی ﺗﻮاﻧﻴﺪ ژنتیک ﺗﺎن را ﻋﻮض ﻛﻨﻴﺪ، ولی میتوانید رﻓﺘﺎرﺗﺎن را ﺗﻐﻴﻴﺮ دﻫﻴﺪ (زندگی بهتر)

ﺑﺮاي اﺷﻜﺎﻻت و ﻧﻮاﻗﺺ ژﻧﺘﻴﻜﻲ، ﺧﻮدﺗﺎن و واﻟﺪﻳﻦ ﺗﺎن را ﺳﺮزﻧﺶ ﻧﻜﻨﻴﺪ. ﺑﻪ ﺟﺎي آن رﻓﺘﺎرﺗﺎن را ﺗﻐﻴﻴﺮ دﻫﻴﺪ. ﻫﺮ ﻓﺮد ﻧﺎﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﻫﺎ و ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﻫﺎﻳﻲ دارد. ﺳﻌﻲ ﻛﻨﻴﺪ ﺑﺮ ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﻫﺎي ﺧﻮد ﺗﻜﻴﻪ ﻛﻨﻴﺪ و ﺑﻪ ﻛﻤﻚ آﻧﻬﺎ ﺑﺮ ﻧﺎﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﻫﺎ و ﻧﻮاﻗﺺ ﺧﻮد ﻓﺎﺋﻖ آﻳﻴﺪ. ﻛﻢ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ اﻓﺮاد ﻣﻌﻠﻮﻟﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﻠﻮﻟﻴﺖ ﺧﻮد ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻳﻚ ﻓﺮﺻﺖ ﻧﮕﺎه ﻛﺮده و ﺣﺘﻲ در ﻣﻮاردي ﻣﻮﻓﻖ ﺗﺮ از اﻓﺮاد ﺳﺎﻟﻢ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ.

 

3) كارهاي روزانه خود را ليست كنيد (زندگی بهتر)

هر شب قبل از خواب كارهاي فردا را ليست كنيد. با اين كار ضمن اينكه برنامه روزانه خود را مشخص مي كنيد، در طول خواب نيز به مغزتان اين فرصت را مي دهيد كه براي انجام بهتر كارهاي فردا سازماندهي شود.

 

4) مواظب تلف شدن زمان باشيد (زندگی بهتر)

زمان، گران بهاترين دارايي انسان است كه به سرعت هزينه مي شود. هر ثانيه اي كه در كارهاي منفي و بي ثمر مي گذرانيد، در واقع تلف كردن عمر گران بها و برگشت ناپذير شماست. پس هر موقع احساس كرديد كه در شرايط، موقعيت يا مجلسي هستيد كه داريد وقت تان را تلف مي كنيد، شرايط را عوض كنيد و به كارهاي مهمي كه پيش بيني و ليست كرده ايد، بپردازيد.

 

5) خودتان باشيد (زندگی بهتر)

همه اين ضرب المثل معروف را شنيده ايم كه مي گويد: «خواهي نشوي رسوا هم رنگ جماعت شو!»
شما چقدر به اين گفته اعتقاد داريد؟ چقدر خودتان را هم رنگ افراد دور و بر خود مي كنيد؟
توجه داشته باشيد كه هر فرد يك موجود منحصر به فرد است و توانايي هاي خاص خود را دارد. شما نيز داراي توانايي هاي شگرفي هستيد كه فقط مختص خودتان است و البته در صورتي آشكار مي شود كه وجود آنها را در خود بپذيريد و به درجه بالايي از خودباوري برسيد. حال اگر مي خواهيد زندگی بهتر داشته باشید و در مسير خودباوري گام برداريد تا به خودتان و توانايي هايتان برسيد، ابتدا يك خط قرمز روي ضرب المثل بالا بكشيد و به جاي اين كه سعي كنيد خودتان را همرنگ جماعت كنيد، براي ديگران الگو شويد.

 

6)  هر چند وقت يك بار خودتان را بازسازي كنيد (زندگی بهتر)

همه زندگي كارهاي طاقت فرسا و دويدن و زمين خوردن نيست. بعضي وقت ها لازم است كمي آرام بگيريد. به خودتان استراحت دهيد و برگرديد و به كارهاي گذشته خود نگاهي بيندازيد. نتيجه كارهايتان را بررسي كنيد و ببينيد آيا مسير زندگي را درست مي رويد؟ به خاطر كارهاي درست و مثمر ثمر به خودتان پاداش دهيد مثلا بابت موفقیتی که بدست آوردید برای خود برنامه مسافرت بگذارید یا یک شام خوش مزه ، همچنین اگر اشكالي در عملكردتان است، سعي كنيد آنرا اصلاح كنيد. اين كار باعث مي شود كه جان تازه اي بگيريد و براي رسيدن به هدف هايتان انگيزه بيشتري پيدا كنيد.

 

 7) پيشاپيش خود را شكست خورده نبينيد (زندگی بهتر)

اگر شما به دليل ترس از شكست، كار جديدي را شروع نكنيد، در واقع شما پيشاپيش شكست را پذيرفته ايد. انجام هر كاري ممكن است با موفقيت و يا عدم موفقيت همرا باشد. بسياري از مردم عدم موفقيت در كار را شكست مي دانند. ولي افراد موفق آنرا يك تجربه به حساب مي آورند. هر چه تعداد اين عدم موفقيت ها در كاري بيشتر باشد، در واقع تجربه فرد در آن زمينه براي رسيدن به موفقيت، بيشتر خواهد شد.
حتما داستان اختراع لامپ اديسون را شنيده ايد. گفته مي شود اديسون براي اختراع لامپ 999 بار عدم موفقيت را تجربه كرد و دفعه هزارم موفق به اختراع لامپ روشنايي شد. در آن زمان خبرنگار جواني از او پرسيد كه: «آقاي اديسون شمابابت شكست هاي متوالي در ساخت لامپ ناراحت نيستيد؟»
اديسون جواب داد: «من شكست نداشته ام، همه اش پيروزي بود. من در واقع 999 راه را پيدا كردم كه منجر به اختراع لامپ نمي شود و سپس هزارمين راه را امتحان كردم.»

 

8)  اعتماد به نفس خودتان را بالا ببريد (زندگی بهتر)

یکی از مهمترین راه های داشتن زندگی بهتر، اعتماد بنفس داشتن است. شما بايد باور داشته باشيد كه توانايي رسيدن به اهداف و عملي كردن خواسته هايتان را داريد. با اين باور تلاش شما مضاعف شده و موفقيت تان تضمين مي شود.

 

9)  منطقه راحتي خود را وسعت دهيد (زندگی بهتر)

هر كس داراي منطقه راحتي خاصي است و در اين منطقه احساس آرامش دارد. بنابراين علاقه اي به خروج از اين منطقه ندارد و اگر مجبور شود از اين منطقه بيرون آيد احساس ناامني و استرس خواهد داشت. اگر منطقه راحتي را به يك دايره تشبيه كنيم، فرد در مركز اين دايره قرار دارد. شعاع اين دايره بستگي به ظرفيت او در پذيرش و برخورد بامشكلات دارد. هر چه منطقه راحتي بزرگتر باشد، پذيرش مسائل براي او سهل تر بوده و فرد با اعتماد به نفس بالاتري با مشكلات روبرو ميشود. از برخورد با مسائل و مشكلات نهراسيد. آنها را بپذيريد و در جهت حل آنها گام برداريد. با اين كار به منطقه راحتي خود وسعت مي دهيد و زندگي را براي خود شادتر و دلپذيرتر مي كنيد.

 

10) ﺑﻪ دﻳﮕﺮان آﻣﻮزش دﻫﻴﺪ (زندگی بهتر)

ﺷﻤﺎ داﻧﺶ و ﻣﻬﺎرت ﻫﺎﻳﻲ دارﻳﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ درد دﻳﮕﺮان ﻧﻴﺰ ﻣﻲ ﺧﻮرد. آﻧﻬﺎ را ﻓﻘﻂ ﺑﺮاي ﺧﻮدﺗﺎن ﻧﮕﺎه ﻧﺪارﻳﺪ . از ﻫﺮ ﻓﺮﺻﺘﻲ ﺑﺮاي آﻣﻮزش دﻳﮕﺮان اﺳﺘﻔﺎده ﻛﻨﻴﺪ؛ ﺑﺎ اﻳﻦ ﻛﺎر ﺑﺎﻋﺚ ارﺗﻘﺎء ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺧﻮدﺗﺎن ﻣﻲ ﺷﻮﻳﺪ و ﺧﻮدﺗﺎن ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ و ﻳﺎ ﻏﻴﺮ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ از آن ﻣﻨﺘﻔﻊ ﻣﻲ ﺷﻮﻳﺪ.

 

 11) عادت هاي بد خود را غل و زنجير كنید (زندگی بهتر)

چند دقيقه وقت بگذاريد و ليستي از عادت هاي روزانه خود تهيه كنيد. عادت هاي بد و عادت هاي خوب. براي يك بار هم كه شده شما بايد عادت هاي خودتان را ارزيابي كنيد، تا مشخص شود كدام ها را بايد حفظ كنيد و كدام ها را حذف كنيد. مسلما شما هم مثل هر كس ديگري يك سري عادت هاي بد و مخرب داريد كه مانع از انجام درست وظايف و كارهايتان مي شود. آنها را شناسايي كنيد و سپس تصميم جدي بگيريد كه حتي براي يك روز ديگر هم كنترل خود را به دست اين عادت هاي بد ندهيد. افسار آنها را بگيريد، دست و پايشان را غل و زنجير كنيد و از زندگي خود بيرون بيندازيد.

 

12) با عمل، به آنچه كه مي خواهيد مي رسيد (زندگی بهتر)

تنها راه رسيدن به آنچه كه مي خواهيد، عمل به آن است. اگر مي خواهيد نويسنده شويد، بنويسيد. اگر مي خواهيد خواننده شويد، شروع به خواندن كنيد. و اگر مي خواهيد اندام زيبايي داشته باشيد، ورزش كنيد. عمل كردن، بهترين، سريع ترين و راحت ترين راه رسيدن به خواسته هاست. پس شروع كنيد به عمل كردن.

 

13) ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺧﻮد را در ذﻫﻦ ﺗﺎن ﺗﺼﻮﻳﺮﺳﺎزي کنید (زندگی بهتر)

ﺑﻪ ﻣﻜﺎن آراﻣﻲ ﺑﺮوﻳﺪ؛ ﭼﺸﻤﺎن ﺗﺎن را ﺑﺒﻨﺪﻳﺪ ، ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺲ ﻋﻤﻴﻖ ﺑﻜﺸﻴﺪ و ﺳﭙﺲ در ﻛﻤﺎل آراﻣﺶ ﺧﻮد را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﻓﺮد ﻣﻮﻓﻖ ﺗﺼﻮر ﻛﻨﻴﺪ. اﻳﻦ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﻛﺴﺐ اﺳﺘﻘﻼل ﻣﺎﻟﻲ، ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ در ﻳﻚ آزﻣﻮن ﻣﻬﻢ، ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺷﺮﻳﻚ زﻧﺪﮔﻲ ﺑﺎوﻓﺎ، رﻫﺎﻳﻲ از اﻋﺘﻴﺎد و ﻳﺎ ﻫﺮ ﭼﻴﺰ دﻳﮕﺮي ﻛﻪ از ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ یک ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺑﺰرگ ﺑﻪ ﺣﺴﺎب ﺑﻴﺎﻳﺪ، ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺎ اﻳﻦ ﺗﺼﻮﻳﺮﺳﺎزي ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺿﻤﻴﺮ ﻧﺎﺧﻮدآﮔﺎه و ﺑﻪ ﻛﺎﺋﻨﺎت ﺳﻴﮕﻨﺎﻟﻲ ﻣﻲ ﻓﺮﺳﺘﻴﺪ ﻛﻪ اﻣﻜﺎﻧﺎت ﻻزم ﺑﺮاي ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ را ﺑﺮاي ﺷﻤﺎ ﻣﻬﻴﺎ ﻛﻨﻨﺪ.

 

14)  به موفقيتي كه بدست مي آوريد، فكر كنيد (زندگی بهتر)

زماني كه موفقيتي كسب مي كنيد، حتي اگر اين موفقيت بسيار كوچك باشد، بنشينيد و در آرامش به آن فكر كنيد. فكر كنيد به اينكه: اين موفقيت چگونه بدست آمد؟ چه عامل يا عواملي باعث پديد آمدن اين موفقيت شد؟ و چه احساسي نسبت به آن داريد؟ هر چه بيشتر به موفقيتي كه بدست آورده ايد فكر كنيد و راه هاي حصول آن را بررسي كنيد، انگيزه بيشتري براي خلق موفقيت هاي ديگر پيدا مي كنيد.

 

15) ﻣﻮاﻇﺐ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﺑﻪ روزﻣﺮﮔﻲ ﻧﻴﻔﺘﻴﺪ (زندگی بهتر)

یکی دیگر از نکات مهمی که برای داشتن زندگی بهتر باید مورد توجه قرار گیرد عدم روزمرگی است. اﻧﺠﺎم ﻛﺎرﻫﺎي ﺗﻜﺮاري و زﻧﺪﮔﻲ ﻳﻜﻨﻮاﺧﺖ ﺑﺎﻋﺚ روزﻣﺮﮔﻲ و ﻛﺴﺎﻟﺖ ﻣﻲ ﺷﻮد. ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ روزﻣﺮﮔﻲ اﻓﺘﺎده اﻧﺪ ﺑﻪ ﺗﺪرﻳﺞ ﺑﻪ اﻓﺮاد ﺑﻲ اﻧﮕﻴﺰه و ﻓﺎﻗﺪ ﺷﻮر و ﺷﻮق ﺑﺮاي اﻧﺠﺎم ﻛﺎرﻫﺎي ﺷﺎن ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ. ﺑﺮاي ﺧﻼص ﺷﺪن از روزﻣﺮﮔﻲ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﻴﺪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎي ﺟﺪﻳﺪي را ﺷﺮوع ﻛﻨﻴﺪ، ﺑﺮاي ﻣﺜﺎل ﺑﻪ ﺗﻤﺮﻳﻦ رﺷﺘﻪ ورزﺷﻲ ﻛﻪ ﻋﻼﻗﻪ دارﻳﺪ ﺑﭙﺮدازﻳﺪ؛ ﻃﺮز ﻟﺒﺎس ﭘﻮﺷﻴﺪن و آراﻳﺶ ﺗﺎن را ﺗﻐﻴﻴﺮ دﻫﻴﺪ؛ ﺑﺎ دوﺳﺘﺎن ﺟﺪﻳﺪي ﻣﻌﺎﺷﺮت ﻛﻨﻴﺪ .ﺣﺘﻲ ﺷﺎﻳﺪ ﻻزم ﺑﺎﺷﺪ ﺷﻐﻞ ﺗﺎن را ﻋﻮض ﻛﻨﻴﺪ.

 

16) ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ اﻋﻤﺎل ﺗﺎن را ﺑﻪ ﻋﻬﺪه ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ (زندگی بهتر)

ﻛﻴﻔﻴﺖ زﻧﺪﮔﻲ ﻫﺮ ﻓﺮد ﻧﺘﻴﺠﻪ اﻋﻤﺎل ﺧﻮد او اﺳﺖ. ﺑﺴﻴﺎري از اﻓﺮاد ﻧﺎﻛﺎﻣﻲ ﻫﺎي ﺧﻮد را ﺑﻪ ﮔﺮدن دﻳﮕﺮان و ﻳﺎ ﺷﺮاﻳﻂ ﺑﻴﺮوﻧﻲ ﻣﻲ اﻧﺪازﻧﺪ. با اﻳﻦ ﻛﺎر ﺑﺘﺪرﻳﺞ ﻛﻨﺘﺮل اﻋﻤﺎل و زﻧﺪﮔﻲ ﺧﻮد را از دﺳﺖ ﻣﻲ دﻫﻨﺪ. اﻣﺎ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ اﻋﻤﺎل ﺷﺎن را ﺧﻮدﺷﺎن ﺑﻪ ﻋﻬﺪه ﻣﻲ ﮔﻴﺮﻧﺪ ﺳﻌﻲ ﻣﻲ کنند شرایط را ﺗﺤﺖ ﻛﻨﺘﺮل ﺧﻮد درآورﻧﺪ و آﻧﻬﺎ را در ﺟﻬﺖ ﻣﺤﻘﻖ ﻛﺮدن اﻫﺪاف و ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻫﺎیشان ﺗﻐﻴﻴﺮ دﻫﻨﺪ.

 
17) ﺑﻪ ﺧﻮدﺗﺎن اﻓﺘﺨﺎر ﻛﻨﻴﺪ (زندگی بهتر)

ﻣﻨﻈﻮر از اﻓﺘﺨﺎر ﻛﺮدن ﺑﻪ ﺧﻮد، ﺧﻮدﭘﺴﻨﺪي و ﺧﻮدﺧﻮاﻫﻲ ﻧﻴﺴﺖ؛ ﺑﻠﻜﻪ راﻫﻲ ﺑﺮاي ﺑﺎﻻ ﺑﺮدن اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﻧﻔﺲ و ﺧﻮدﺑﺎوري اﺳﺖ. وﻗﺘﻲ ﻛﺎري را ﻛﻪ ﻣﺪت ﻫﺎ آرزوي اﻧﺠﺎم اش را داﺷﺘﻴﺪ، ﺑﺎ ﺗﻼﺷﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺧﺮج ﻣﻲ دﻫﻴﺪ اﻧﺠﺎم ﻣﻲ ﺷﻮد، دﺳﺖ ﻧﻮازﺷﻲ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺧﻮد ﺑﻜﺸﻴﺪ و ﺑﻪ ﺧﻮدﺗﺎن آﻓﺮﻳﻦ ﺑﮕﻮﻳﻴﺪ ﭼﺮا ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺷﺎﻳﺴﺘﮕﻲ درﻳﺎﻓﺖ ﭘﺎداش دارﻳﺪ. 

 

18)  برای داشتن زندگی بهتر ریسک پذیر باشید (زندگی بهتر)

هیچگاه از تغییر نترسید. گاهی اوقات تغییرات نقش مهمی در زندگی تان خواهند داشت و علی رغم انتظارتان عمل خواهد كرد. گاهی اوقات فاصله بین یک زندگی بد و یک زندگی بهتر تنها یک تصمیم کوچک میتواند باشد.

 

19) ﺧﻮاﺳﺘﻦ، ﺗﻮاﻧﺴﺘﻦ اﺳﺖ وﻟﻲ ﻧﻪ ﻫﺮ ﺧﻮاﺳﺘﻨﻲ! (زندگی بهتر)

ﻫﻤﻪ ﺿﺮب المثل «ﺧﻮاﺳﺘﻦ، ﺗﻮاﻧﺴﺘﻦ اﺳﺖ» را ﺷﻨﻴﺪه اند. وﻟﻲ آﻳﺎ ﺑﻪ ﺻﺮف اﻳﻦ که ﻣﻦ ﭼﻴﺰي را ﺑﺨﻮاﻫﻢ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﻢ ﺑﺪون ﻫﻴﭻ ﻣﺸﻜﻠﻲ ﺑﻪ آن ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﺑﺮﺳﻢ؟  ﻣﺴﻠﻤﺎ ﻫﺮ ﺧﻮاﺳﺘﻨﻲ ﺑﻪ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻦ ﻣﻨﺠﺮ ﻧﻤﻲ ﺷﻮد. اﮔﺮ اﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﻮد ﻛﺴﻲ دﻳﮕﺮ اﺣﺴﺎس ﻛﻤﺒﻮد ﻧﻤﻲ ﻛﺮد و ﻫﺮ ﻛﻤﺒﻮد و ﺧﻮاﺳﺘﻪ اي را ﺻﺮﻓﺎ ﺑﺎ ﺧﻮاﺳﺘﻦ، ﺑﺮآورده ﻣﻲ ﻛﺮد. ﭘﺲ آﻳﺎ اﻳﻦ ﺿﺮب اﻟﻤﺜﻞ اﺷﺘﺒﺎه اﺳﺖ؟ ﺟﻮاب اﻳﻦ ﺳﻮال ﻧﻴﺰ ﻣﻨﻔﻲ اﺳﺖ. در واﻗﻊ ﺑﺎﻳﺪ ﭘﺬﻳﺮﻓﺖ ﻛﻪ واﻗﻌﺎ ﺧﻮاﺳﺘﻦ، ﺗﻮاﻧﺴﺘﻦ اﺳﺖ وﻟﻲ ﻧﻪ ﻫﺮ ﺧﻮاﺳﺘﻨﻲ! آن ﺧﻮاﺳﺘﻨﻲ توانستن است ﻛﻪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎم وﺟﻮد ﺑﺎﺷﺪ. آن ﺧﻮاﺳﺘﻨﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ رﺳﻴﺪن ﺑﻪ آن ﺑﺎور و اﻳﻤﺎن داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ و ﺑﺎ اﺷﺘﻴﺎق ﺳﻮزان در ﺟﻬﺖ رﺳﻴﺪن ﺑﻪ آن ﺑﻜﻮﺷﻴﻢ. در اﻳﻦ ﺻﻮرت ﺑﺪون ﺗﺮدﻳﺪ ﺧﻮاﺳﺘﻦ، ﺗﻮاﻧﺴﺘﻦ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.

 

20)  براي دستيابي به اهداف خود ضرب العجل تعيين كنيد (زندگی بهتر)

شما وقتي هدفي را براي خود تعيين مي كنيد، معمولا در ابتدا با اشتياق روي آن كار مي كنيد. ولي به تدريج ممكن است آن اشتياق اوليه را از دست بدهيد و رسيدن به هدف را به تعويق بيندازيد. براي مقابله با اين شرايط ، مراحل انجام كار را زمان بندي كنيد ضرب العجلي نيز براي اتمام كار و دستيابي به هدف تعيين كنيد. تعهد شما به رعايت زمان بندي تعيين شده و انجام به موقع مراحل كار، موفقيت شما را تضمين خواهد كرد.

 

21)  براي زندگيتان اهداف مشخص و قابل ارزيابي تعيين كنيد (زندگی بهتر)

وقتي مي خواهيد براي زندگي و آينده تان هدف گذاري نماييد، از تعيين اهداف مبهم و نامشخص اجتناب كنيد. سعي كنيد اهدافتان كاملا مشخص و قابل ارزيابي باشند. براي مثال وقتي مي گوييد:« هدفم اين است كه مي خواهم تا پنچ سال آينده فرد موفقي باشم.» مشخص نيست كه منظورتان از « فرد موفق» چيست و چه ميزان از موفقيت مد نظرتان است.

 

22) دروغ گفتن به خودتان را متوقف كنيد (زندگی بهتر)

دروغ مشتركي كه اغلب ما انسان ها را از پيشرفت باز مي دارد، جمله معروف « من نمي توانم » است. ولي واقعيت اين است كه ما خيلي از كارها را حتي بهتر از آنچه كه فكر مي كنيم مي توانيم انجام دهيم. فقط بايد نسبت به توانمندي هاي خود آشنايي بيشتري پيدا كنيم و براي انجام كارها همت به خرج دهيم.

 

23) ﭼﻪ ﭼﻴﺰي ﺑﺎﻋﺚ اﻧﮕﻴﺰش ﺷﻤﺎ برای داشتن زندگی بهتر ﻣﻲ ﺷﻮد؟ (زندگی بهتر)

داﺷﺘﻦ اﻧﮕﻴﺰه ﻗﻮي ﺑﺮاي اﻧﺠﺎم ﻛﺎرﻫﺎ، ﻳﻜﻲ از ﻣﻬﻢ ﺗﺮﻳﻦ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ در ﻛﺎرﻫﺎ و رسیدن به زندگی بهتر اﺳﺖ. ﻋﺎﻣﻞ اﻳﺠﺎد اﻧﮕﻴﺰه در اﻓﺮاد ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ. در ﻣﻮرد ﺑﻌﻀﻲ ﻫﺎ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ، ﭘﻮل ﻋﺎﻣﻞ اﻧﮕﻴﺰش ﺑﺎﺷﺪ و ﺑﺮﺧﻲ ﻧﻴﺰ از ﺗﺸﻮﻳﻖ دﻳﮕﺮان ﺑﻪ وﺟﺪ ﻣﻲ آﻳﻨﺪ. اﻓﺮادي ﻫﻢ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺑﻪ رﻗﺎﺑﺖ ﻋﻼﻗﻤﻨﺪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﭼﻪ ﭼﻴﺰي ﺑﺮاﻧﮕﻴﺨﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﻳﺪ؟ ﻋﺎﻣﻞ ﻳﺎ ﻋﻮاﻣﻞ اﻧﮕﻴﺰش ﺧﻮد را ﻛﺸﻒ ﻛﻨﻴﺪ و از آن ﺑﺮاي ﭘﻴﺶ ﺑﺮد اﻫﺪاف ﺗﺎن اﺳﺘﻔﺎده ﻛﻨﻴﺪ.

 

24) از اﻟﮕﻮي ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ هایﮔﺬﺷﺘﻪ ﺧﻮد ﺳﻮد ﺑﺒﺮﻳﺪ (زندگی بهتر)

ﺷﻤﺎ ﺣﺘﻤﺎ در ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻣﻮﻓﻘﻴﺘﻬﺎﻳﻲ داﺷﺘﻪ اﻳﺪ. آﻧﻬﺎ را ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ آورﻳﺪ و ﻧﺤﻮه ﻋﻤﻞ ﺧﻮد را در آﻧﻬﺎ ﺑﺮرﺳﻲ ﻛﻨﻴﺪ. از آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان اﻟﮕﻮ ﺑﺮاي ﻣﻮﻓﻘﻴﺘﻬﺎي آﻳﻨﺪه اﺳﺘﻔﺎده ﻛﻨﻴﺪ. اﻟﮕﻮﻫﺎ و ﻓﺮﻣﻮل ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻗﺒﻼ ﻋﻤﻠﻲ ﺑﻮده اﻧﺪ، اﻛﻨﻮن ﻧﻴﺰ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺟﻮاب دﻫﻨﺪ.

 

25) به نقاط قوت خود متمركز شويد نه نقاط ضعف (زندگی بهتر)

هر فردي تعداد زيادي نقاط قوت دارد و تعداد كمتري نقاط ضعف. ولي ما عادت كرده ايم كه بيشتر ناملايمات را ببينيم. بنابراين نقاط ضعف خودمان را بزرگ مي كنيم و كمتر به نقاط قوتمان توجه داريم. اين امر باعث مي شود كه خودمان را در انجام بسياري از كارها ، ناتوان ببينيم و براي انجام آنها اقدام نكنيم. بجاي تاكيد بر ضعف ها، روي نقاط قوت خود متمركز شويد. با اين روش اعتماد به نفس تان را بالا مي بريد و موفقيت ها را به طرف خود جذب مي كنيد.

 

26) روي نتايج كارهايتان متمركز شويد، نه ميزان فعاليتي كه مي كنيد (زندگی بهتر)

فعاليت ها و كارها زماني مفيد هستند كه به نتيجه برسند. بنابراين اينكه ما چقدر مشغول كار هستيم و سخت كار مي كنيم، مهم نيست. مهم اين است كه چقدر كار درست انجام مي دهيم و با انجام اين كارها چقدر به اهداف مان نزديك مي شويم. كم نيستند افرادي كه شب و روز به سختي كار مي كنند و هميشه هم از كيفيت زندگيشان ناراضي هستند. در مقابل افرادي نيز هستند كه با درايت و حساب شده كار مي كنند و هميشه موفق اند.

 

27) زمان جادويي خود را كشف كنيد (زندگی بهتر)

زمان جادويي، ساعاتي از روز است كه شما بهترين كارآيي را داريد. در اين مقطع از زمان كارآيي شما دو برابر و يا حتي چند برابر مي شود. اين زمان براي افراد مختلف متفاوت است. براي بعضي ممكن است صبح زود باشد. افرادي نيز علاقمندند هنگام عصر كارهايشان را انجام دهند. برخي هم شب هنگام، پس از خوابيدن افراد خانواده، براي انجام كارهاي روزانه شان نيروي مضاعف پيدا مي كنند. شما هم زمان جادويي خود را كشف كنيد و اين زمان را براي انجام مهمترين كارهايتان اختصاص دهيد.

 

28) براي انجام كارهاي بزرگ، بايد روياهاي بزرگي داشته باشيد (زندگی بهتر)

آرزوها و اهداف كوچك، اعمال كوچكي را به دنبال دارند و افكار و شخصيت شما را كوچك نگه مي دارند. در تعيين اهداف، بزرگ فكر كنيد و در هنگام اجرا آن را به قسمت هاي كوچك و عملي تقسيم كنيد. با اجراي هر قطعه كوچك، يك قدم به هدف بزرگ تان نزديك خواهيد شد.

 

29) موفقيت در درون شماست (زندگی بهتر)

هيچ كتاب، نوشته و يا گفته ي انگيزشي نمي تواند شما را براي به آغوش كشيدن موفقيت متقاعد كند، مگر اينكه خودتان بخواهيد و تصميم گرفته باشيد كه كيفيت زندگيتان را تغيير دهيد.

 

30) اشتياق نقطه شروع همه موفقيت ها است (زندگی بهتر)

اشتياق به تغيير زندگي و داشتن زندگي موفق تر، راه را براي رسيدن به اهداف، هموار مي كند. براي موفقيت در هر كاري بايد وقت گذاشت و ممارست و پشتكار داشت. اينها عملي نيستند مگر اينكه شما اشتياق سوزاني براي رسيدن به موفقيت داشته باشيد.

 

 

برای بازدید از فهرست مطالب آموزشی اینجا کلیک کنید

برای انجام تست های روانشناسی اینجا کلیک کنید

برای عضویت در کانال تلگرام نوین روان اینجا کلیک کنید